پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

مقدمه 15

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

گمان مىكنم كه اين نظريّهء پل نويا آغاز مرحلهء مهمّى در مطالعات عرفان اسلامى بوده است . شايد من نبايد آن را در رديف دو كتاب بزرگ ماسينيون ، تحقيق و مصائب حلّاج بگذارم . زيرا ، در هرحال ، ماسينيون است كه راه را گشوده و بى درنگ مسئلهء اساسى را دريافته است . ولى كتاب نويا يكى از دنباله‌هاى ضرورى آنها را تشكيل مىدهد . چه ، ميراثى كه از ماسينيون براى ما بر جاى مانده است چيزى عظيم ، ولى ناتمام است . دقيقا راههاى گشوده‌اى ، شهودهايى قطعى و نبوغ آساست ، ولى نياز به تصريح و توضيح و تحقيق داشت . آنچه او در التهاب و ابهام انجام داده بود لازم بود كه با روش و انديشه‌اى صاف و روشن ادامه يابد ، و به عقيدهء من نويا توانسته است اين كار را به نحو احسن انجام دهد . وانگهى بايد متذكّر شويم كه تحقيق نويا از جمله امكان داده است كه حلّاج را ، كه حقا بايد گفت ماسينيون در اهميت تاريخى او مبالغه كرده است ، در مرتبهء حقيقى او جاى دهيم . بسيارى از اصطلاحات يا نگرشهايى كه ماسينيون ابداع آنها را به حلاج نسبت داده است ، چنان كه نويا ثابت كرده ، قبل از او وجود داشته است . نويا پس از آنكه نظريّهء خود را ، چنان كه ديديم ، با ارائهء تعدادى متون چاپ نشدهء عرفان اسلامى روشن كرد به موازات آنها به نشر بيشتر اين متون با تصحيح انتقادى همّت گماشت : در 1967 ، « تفسير عرفانى امام جعفر صادق ( ع ) » ، در 1968 « متون عرفانى چاپ نشدهء ابوالحسن نورى » و از همه مهمتر ، در 1973 سه اثر چاپ نشدهء عرفان اسلامى ، از جمله كتاب آداب العبادات شقيق بلخى ، و مواقف چاپ نشدهء نفّرى را منتشر كرد . نويا در اين سالهاى اخير در مدرسهء مطالعات عالى - و همچنين در خطّ نظريّهء اساسى خود - تحقيقى در دست گرفته بود كه چنان كه مىگفت مدّتى دراز او را به خود مشغول مىداشت ، و مربوط بود به « شخصيتهاى توراتى در قرائت عرفانى قرآن » . او بر اساس انديشهء اساسيى كه ماسينيون بيان كرده بود ، و به موجب آن عرفان اسلامى « در قلب اسلام و با تأملّى تجربى دربارهء اطلاعات توراتى در قرآن » ( مصائب ، چاپ دوّم ، بخش سوم ، ص 278 ) پديد آمده است بر اين عقيده بود كه « اين اطلاعات توراتى در قرآن » به بهترين نحو در شخصيتهاى توراتى تجسّم يافته است ( سالنامهء بخش علوم دينى ، جلد 86 ، ص 273 ) . اين شخصيتهاى توراتى شخصيتهاى بزرگ تاريخ مقدّس ( آدم ، نوح ، ابراهيم ، موسى ( ع ) و غيره ) اند كه در عين حال ، به نظر عارف ، نماد مراحل متوالى صيرورت درونى اويند . نويا ، از اين نظرگاه ، پس از مقدمه‌اى كلّى ، چنان كه بايد ، از بررسى شخصيّت آدم آغاز كرده بود ( نگاه كنيد مخصوصا به : سالنامهء بخش علوم دينى ، جلد 87 ) . پل نويا ، به موازات اين آموزش اساسى ، تحقيق دوّم خود را به يكى از نويسندگان مورد