پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

129

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

معنى نخستين باز گرداند ، و سپس نشان دهد كه چگونه اين كثرت وجوه از آن وحدت ناشى يا به آن مربوط مىشود . ترمذى ، براى اين كار ، يا با استفاده از شناخت عميق خود از ريزه كاريهاى زبان عربى به تحليل لغوى متوسل مىشود ، يا به اطلاعاتى استناد مىجويد كه تجربهء دينى خودش ، كه آن نيز البته با تجربهء اسلاف او غنا يافته است ، در دسترس او مىگذارد . ترمذى ، بر خلاف مقاتل ، كه به گفتهء ابن مبارك « 40 » ، « متّقى » مسلمانى بيش نيست ، عارفى است « 41 » كه قرآن را در پرتو مسائلى مىخواند كه تجربهء خاصّ خودش برايش پيش آورده است ، و آن را در واژگانى تفسير مىكند كه دست آوردهاى فلسفى و عارفان پيشين به تدريج آن را وسعت بخشيده‌اند . ماسينيون در تحقيق خود از « تعميق معنى يك كلمه ، كه نتيجهء پيشرفت در ذوق عرفانى است » ( ص 118 ) سخن مىگويد ، و دقيقا همين پديدهء « تجربهء درونى » است كه علّت اختلاف ميان تفسير مقاتل و تفسير حكيم ترمذى را تشكيل مىدهد . تا كجا مىتوان در تاريخ متون قرآنى به عقب باز گشت براى اينكه بتوان زمان آغاز اين قرائت استنباطى قرآن را دريافت ؟ به نوشتهء ماسينيون « اين معنى از همان زمان حسن بصرى مشهود است ؛ او الفاظ متعارفى مانند « فقه » ، « نيّت » ، « نفاق » و « رضا » را به معنايى برآمده از ذوق و درون بينى معنوى مىگيرد ، كه مفهوم عميق‌ترى به آنها مىبخشد » ( تحقيق ، ص 118 ) . افسوس كه حسن بصرى كه بىگمان شخصيت برجستهء آغاز جنبش معنوى مذهبانهء اسلام بود گواهى است كه تنها فقرات پراكنده‌اى از تعاليمش در دست است ، و بهره‌اى هم كه مىتوان از اين فقرات پراكنده گرفت بسيار اندك است . در هر حال ، چيزى بر آنچه ماسينيون و ريتر از آنها استخراج كرده‌اند نمىتوان افزود . ولى در مورد امام جعفر صادق ( ع ) ، كه به هنگام مرگ حسن بصرى ( متوفى 110 / 728 ) در حدود سى سال از عمرش مىگذشت ، وضع به گونه‌اى ديگر است . آن حضرت كه در سال 148 / 765 رحلت فرمود يكى از قديمترين گواهان روحانيّت اسلامى است . وانگهى سخنانش ، به سبب آنكه هم نزد شيعيان و هم نزد اهل سنّت معتبر است ، اهميتى اساسى دارد . در وجود امام جعفر صادق ( ع ) هم شخصيتى تاريخى مىيابيم و هم شخصيتى اسطوره‌اى . شخصيت اسطوره‌اى آن حضرت ، كه روسكا ( Ruska ) و پاول كراوس ( P . Kraus ) « 42 » آن ر

--> ( 40 ) . به نقل از ابن خلكان ، وفيات ، جلد چهارم ، ص 342 . ( 41 ) . بايد سخن جعفر خالدى را نوعى طعنه تلقّى كرد ، كه مىگفت در خانهء خود بيش از سى « ديوان » از صوفيان دارد ، و چون از او پرسيدند كه آيا چيزى هم از ترمذى دارد ، گفت : « نه ! من او را جزو صوفيان به شمار نمىآورم » ( سلمى ، طبقات ، ص 434 ) . ( 42 ) . Ruska , arabischeAlchemi sten , II , Gafarsadiq , dersechsteImam , 4291 ; P . Kraus , JabirIbn Hayyan , Contributional'h istoiredesideess cientifiquesdans l'Islam ( MemoiresdeL'Inst itutfrancais d , Egypte , vol . 1943 - 1942 ، ( 45 . 44 .