پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
130
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
مطالعه كردهاند ، متعلق به جهان كيمياگرى اسلامى است ، جهانى كه در همه حال با نام درخشان جابر بن حيّان ارتباط دارد . امام جعفر صادق ( ع ) ، به گفتهء ابن نديم « 43 » ، استاد جابر بوده است . براى قبول يا ردّ اين سخن ، بايد نخست دربارهء شخصيت خود جابر و دربارهء زمان گردآورى مجموعه آثارى كه به او نسبتدادهاند تحقيقكرد . در هر حال ، مورّخانى مانند ابن خلّكان ، بىهيچ ترديدى ، تأييد مىكنند كه امام « تأليفاتى در كيميا و تفأل و پيشگويى دارد » . « 44 » ما بر اين معنى پاى نمىفشاريم ، زيرا اين جنبه از شخصيت آن حضرت در اينجا ربطى به موضوع سخن ما ندارد . ولى ، شخصيت تاريخى آن حضرت ، به عكس ، مستقيما به تاريخ تصوّف تعلق دارد ، زيرا صوفيان اهل سنّت دقيقا تفسيرى عرفانى از قرآن به او نسبت مىدهند . ابن عطا ( متوفى 309 / 921 ) روايتى از آن فراهم آورده كه در تفسير او مندرج است ، و اين روايت از طريق ابو عبد الرّحمن سلمى ( متوفى 412 / 1021 ) كه او نيز آن را در گردآوردهء مشهور خود دربارهء قرآن ، موسوم به حقائق التفسير ، نقل كرده به دست ما رسيده است . « 45 » همچنانكه در مورد بسيارى ديگر از متون عرفانى كهن ديدهايم ، در اينجا هم نخستين بار ل . ماسينيون است كه در تحقيق در سرچشمههاى اصطلاحات عرفان اسلامى خود ( ص 206 - 201 ) ما را متوجّه اهميت اين تفسير منسوب به امام جعفر صادق ( ع ) مىكند . ماسينيون بر آن است كه پس از فضيل بن عياض ، « ذوالنّون مصرى نخستين كسى است كه به آن اشاره كرده است » ، و اين تفسير « به سبب آنكه ذوالنون آن را روايت مىكند اعتبار بسزايى دارد » . سپس ، ماسينيون بر سر مسئلهء صحّت انتساب اين تفسير به امام مىرود و اذعان مىكند كه « دشوار مىتوان تعيين كرد كه در ميان اين روايات محافل سنّى و عرفانى كدام روايتها محققا از امام ششم شيعيان به ما رسيده است » . با اين همه توجّه مىدهد كه « نظر به وجود مقارنههاى عقيدتى آشكار ميان پارهاى از عبارات اين تفسير عرفانى و قطعاتى از سخنان امام جعفر صادق
--> ( 43 ) . فهرست ، چاپ فلوگل ، ص 355 . ( 44 ) . وفيات ، جلد اوّل ، ص 291 . همچنين نگاه كنيد به : Ruska , « Gabirb . HayyanundseineBe ziehungenzumImam Gafar » , DerIslam 7291 , XIV , pp . 266 - 264 . ( 45 ) . ما اين متن را ، در Melange sdelUniversitest . Joseph , t . XIII . fasc . 032 - 181 . pp ، 1968 ، 4 منتشر كردهايم ( اين متن در مجموعهء آثار ابو عبدالرحمن سلمى ، گردآورى دكتر نصرالله پورجوادى ، ج 1 ، ص 21 تا 63 درج شده است - م ) . ولى اين مسئله هنوز ناگشوده مانده است كه آيا سلمى متن كامل اين تفسير را نقل كرده است يا نه . شواهد حكايت از عكس اين معنى دارد . چنان كه مثلا خرگوشى ، در تهذيب الاسرار خود ، در فصل مربوط به « استنباط » منتخباتى از تفسير امام جعفر صادق ( ع ) را به دست مىدهد كه در تفسير سلمى نيست ؛ همچنين است روزبهان بقلى در عرائس البيان خود .