پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

125

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

شهيد ( برگ 73 الف - 73 ب ) اين كلمه ، چه به صورت صفت « شهيد » به كار رود و چه به صورت اسم فاعل « شاهد » ، در عرفان اسلامى فشردگى معناييى يافته‌است كه به آسانى قابل فهم نيست ، و به طريق اولى به آسانى قابل ترجمه به زبان ديگر نيست . لوئى ماسينيون و پس از او ر . آرنالدز محتوايى را كه اين كلمه در انديشهء حلّاج داشته است تحليل كرده‌اند . « 36 » تعاريف ترمذى كه بر سر وجوهى كه مقاتل يافته است باز مىگردد چندان غنى نيست ، ولى حاكى از آغاز تفكّر اسلامى دربارهء آيات قرآنيى است كه اين كلمه در آنها آمده است . شرح كوتاه ترمذى با اين تعريف آغاز مىشود : « شهيد آن است كه ناظر مكان و حاضر در آن بوده است » . گمان نمىكنم كه لازم باشد معنايى خاصّ به مكان بدهيم ؛ مقصود فقط مكانى است كه در آن واقعه‌اى يا عملى كه شاهد آن بوده‌اند صورت گرفته است . ترمذى مىافزايد كه ابهام كلمهء « شهيد » ناشى از چند وجهى بودن احوال مورد نظر متن قرآنى است ، و از اينجاست كه وجوه مختلف كلمه حاصل مىشود . مثلا در بعضى آيات ، « شهيد » بر پيغمبر دلالت دارد ، زيرا او ، چنان كه خود خبرمىدهد ، شاهد رابطهء وحى با عرش بوده است ، ملكوت آسمانى را به چشم دل مشاهده كرده و از رستگارى امّت در روز رستاخيز خبر داده است . « 37 » در جاى ديگر ، « شهيد » به معنى « شاهد بالأشياء » است ، هنگامى كه شهادت زبان با گواهى همهء اندامهاى بدن تقويت مىشود ؛ پس انسان شاهد حقيقت در بطن اشياء مىشود ، هنگامى كه همهء رفتار و همهء اعمال زندگى او به حقيقت آنچه زبان مىگويد شهادت مىدهند ؛ و اين نه تنها موافقت دل و زبان ، بلكه همچنين موافقت زبان و تن است . در اين تعريف ، اساس محتواى تعليم « قائلون بالشّاهد » را باز مىيابيم ، يعنى كسانى از صوفيان كه بر آن بودند كه انسان مىتواند به قول ترمذى ، « هنگامى كه جوارحش حاضر در سخنش مىشوند » ، شاهد زندهء خدا شود . مراد از جوارح همهء اندامها و در درجهء اول حواس پنجگانه است كه در انسان مىتوانند وسيلهء بيان شوند ؛ انسان هنگامى شاهد حقيقى است كه ميان زبان ، كه آنچه را در دل است ، مىگويد و جسم ، كه در آنچه با زبان گفته‌مىشود ، با حضور در آن ، مىزيد موافقت كامل باشد . بر اين كلمهء اخير از آن جهت تكيه مىكنيم كه يكى از مفاهيمى كه در وجوه « شاهد »

--> ( 36 ) . نگاه كنيد به : مصائب ، ص 494 به بعد و ص 601 ؛ تحقيق ، ص 40 ؛ ر . آرنالدز ، حلّاج يا مذهب صليب ( Hallajoualr eligiondelacroix ) ، ص 63 به بعد . ريتر در درياى جان ( DasMeerderselle ) ، ص 477 - 470 متون بسيارى دربارهء مفهوم « شهيد » گرد آورده است . ( 37 ) . در همهء اينها اشاره به مراحل مختلف معراج محمّد ( ص ) است .