پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

123

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

خصايص ايمان است : در حقيقت در ايمان ريشهء امن به معنى « امين بودن » و امن » را كه به معنى « در امان بودن » است مىيابيم . ترمذى مىافزايد كه احكام خدا به دو شكل به انسان ابلاغ مىشود : نخست به شكل وقايع زندگى : ثروت يا فقر ، خوشبختى و بدبختى تجلّيات چيزى است كه خدا براى انسان مقرّر فرموده است . پاسخ انسان قبول بدون جزع اين شرايط زندگى و زيستن در رضاست ؛ سپس به شكل تكاليف شرعى كه انسان را به عمل وامىدارد . زيرا تنها سخن از رضا نيست ، بلكه بايد در عمل خود را تسليم احكام خدا ، يعنى به‌جاىآوردن اوامر و خوددارىكردن از منهيات كند . تنها آن زمان است كه انسان مسلمان است . بنابراين ، اينهاست « وجوه » اساسى « اسلام » و « ايمان » ، و از اين وجوه « وجوه » تكميلى ديگر ، يعنى « اخلاص » و « اقرار » براى اسلام از يك سو و از سوى ديگر ، « تصديق » و « توحيد » براى ايمان ، منشعب مىشود . مقاتل در ميان آياتى كه در آنها كلمهء « اسلام » معنى « اخلاص » مىيابد مخصوصا آنهايى را مىگيرد كه اين كلمه با تعبيرى مجازى كه مىتوان آن را تحت لفظى به « تسليم روى ( وجه ) خود به خدا » ترجمه كرد . ( بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ ( بقره ، 112 ) ؛ فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ ، آل عمران ، 20 ؛ وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ ، نساء ، 125 ) ، و خود آن را با تعبير قرآنى ديگر « اخلص الدّين » ترجمه مىكند . ترمذى ، براى تعيين معنى كلمهء « اخلاص » و به اين ترتيب نشان‌دادن پيوند آن با « اسلام » ، آن را در برابر « شرك » مىنهد و مىنويسد : مشرك انسانى تقسيم شده است : گاه خود را به خدا تسليم مىكند و گاه به بتها : بنابراين ، تسليم او خالص و متوجّه به يك جهت تنها نيست ، زيرا « روى » او گاه به جانب خدا برمىگردد و گاه به جانب مخلوقات : دلش ، به سبب شناخت فطريى كه از خدا دارد به جانب او پرواز مىكند ، ولى حبّش او را به بتها پيوندمىدهد . انسانى كه در « اخلاص » زندگى مىكند وصفى كاملا متفاوت دارد . به يمن عقل كه از نور توحيد روشنى گرفته است و نيز به يمن حبّ به خدا كه در دلش نهاده شده است ، در تسليمى بدون تقسيم و آميختگى ، تسليمى خالص ، روى به خدا مىآورد . قرآن مىفرمايد : وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ : خدا ايمان را محبوب شما كرد و آن را در دل شما بياراست ( حجرات ، 7 ) . ترمذى آن را چنين تفسير مىكند : خدا با حبّ آن را محبوب مىكند و با عقل آن را مىآرايد ؛ در حقيقت ، هنگامى كه عقل از خدا دريافت مىكند و سپس نور از توحيد ، كه با عشق خدا سرشته شده‌است ، دلش ، كه همهء پيوندها را گسسته‌است ، به‌سوى خدا پرمىكشد ، مانند پرنده‌اى كه از دام ( « شرك » ) صيّاد مىرهد . قبلا دربارهء كلمهء شرك تذكر داديم و گفتيم كه