پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

122

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

ديگر مقولات مذهبى اساسى ، يعنى ايمان و اسلام ( تسليم به خدا ) « 35 » و اخلاص در پى چنين موقفى امكان پذير شده است . اين سه مقوله را مقاتل و ترمذى « وجوه » كلمهء « دين » دانسته‌اند ، زيرا هر سه در حقيقت مشروط به اطاعت انسان از خداست ، اطاعتى كه بدون آن وجود هيچ يك از آنها ممكن نيست . پيش از آنكه ببينيم مفهوم « ايمان » و « اسلام » در نزد ترمذى چيست ، بايد به طور خلاصه ديگر « وجوه » يا معانى كلمهء « دين » را در قرآن متذكّر شويم . مقاتل سه وجه براى دين قائل بود : « توحيد » ، « حساب » و « حكم » . « توحيد » شهادت اين معنى است كه خدايى جز اللّه وجود ندارد . وقتى كه قرآن مىگويد : إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ ( دين در نزد خدا دين اسلام است ، آل عمران ، 19 ) « دين » به معنى اين شهادت است ، از اين بابت كه شهادت مستلزم موقف اطاعت از خداست . اگر كلمهء « دين » در آيات ديگر ( مخصوصا در آيهء مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ، فاتحه ، 4 ) معنى « حساب » ، روز جزا يا روزى است كه به حساب هر كس رسيدگى مىكنند ، بدان سبب است كه روز جزا زمان اطاعت است ، زمانى است كه هيچ عصيان يا انكارى ممكن نيست : خدا انسان را دربارهء آنچه براى او مقرّر فرموده است ، دربارهء آنچه او را مسئول آن كرده است و دربارهء پيمانهايى كه از او گرفته است مؤاخذه مىكند ، و در همهء اينها انسان بايد دليل « وفا » ى خود را نشان دهد . ولى از طريق همهء اين پرسشهايى كه انسان ناگزير از پاسخ دادن به آنهاست ، چيزى تحمل مىكند كه در حقيقت آزمون اطاعت است . و بالأخره « دين » به معنى « حكم » و « قضا » ى خداست ، از اين جهت كه « حكم » و « قضا » دقيقا بدان سبب به انسان مىرسد كه او را به اطاعت وا مىدارد . ترمذى ضمن پرداختن از كلمهء « دين » به كلمات « ايمان » و « اسلام » متذكّر مىشود كه در اين دو مفهوم چيزى بيش از اطاعت وجوددارد . در حقيقت ، انسان كه به نور وحى روشن شده است ، پروردگار خود را بازمىشناسد و با آرامش به او دل مىبندد ؛ آن‌گاه روحش آرام مىگيرد و دلش از معرفتى كه به او داده‌شده‌است قوى مىگردد . پس خود را به خدا تسليم مىكند و به احكام او گردن‌مىنهد . اين تسليم در عبوديّت « اسلام » است ، در حالى كه آرامش روح و طمأنينهء دل « ايمان » است و اينها دو مرحله از پيمان واحدى است كه انسان با آن به خدا مىپيوندد ( « عقد واحد » ) . بنابراين ، كلمهء اسلام ، بر اطاعت ، كه دين با آن تعريف مىشود ، حركت تسليم پويا را هم مىافزايد كه با آن مسلم براى اجراى فرمانهاى خدا و پيروى از احكام خدا ، خود را تسليم او مىكند . در اين تسليم طمأنينهء دل و آرامش روح مىيابد كه

--> ( 35 ) . مقاتل و ترمذى هيچ يك مقولهء « احسان » را كه بر طبق سنّت معمول به « ايمان » و « اسلام » مربوط است ، در اينجا نمىگنجانند .