پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
115
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
مىشود . از اين رو نياز به پاك شدن با آب دارد و اين آب دوباره صورتهاى نوريش را گرد او جمع مىكند : اين آب « طهور » است . در حقيقت اين آيين تطهير با آب سه مرحله دارد : مرحلهء اول ، هنگامى كه آب را روى خود روانمىسازند ، « غسل » ناميدهمىشود : زيرا معنى تحت لفظى غسل روان ساختن آب است . كلمهء « غسلين » در آيهء وَ لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ ( الحاقّه ، 36 ) كه مراد از آن در قرآن گوشت و پوست و خونى است كه از دوزخيان روان مىگردد . مرحلهء دوم « وضوء » ناميده مىشود ، لفظى كه در آن تصوير چيزى را مىيابيم كه از بسيارى سپيدى مىدرخشد ؛ همچنين براى چهره صفت « وضىء » يعنى درخشان و تابنده و روشن ( « مشرق » ) به كار مىبرند و مؤمنى كه آب بر خود روان مىسازد ، از پاكيى كه دوباره به خود مىگيرد مىدرخشد . و بالأخره مرحلهء سوم مرحلهاى است كه در آن آب « طهور » گفته مىشود ، زيرا صورت نوريى كه بر اثر ناپاكى پراكنده شده بود ، دوباره با آن جمع مىشود . تفسيرى كه ترمذى از اين لفظ طهور مىكند بىگمان غير معمول است ، آنچنان غير معمول كه به نظر مىآيد حتى خود او نيز در جاى ديگر به آن بازنگشته باشد . « 26 » اين تفسير شايد تنها مبتنى بر مقايسهء معناييى باشد كه او ميان « طهر » و « رهط » مىكند ، اين نوع مقايسهء مبتنى بر تجانس حروف در ميان اعراب نسبة رايج است . در حقيقت « رهط » به معنى جماعتى از اشخاص است كه گرد موضوعى فراهم آمده باشند ؛ از اين روست معناى گرد آمدن و فراهم آمدن كه به كلمهء « طهر » داده شده است . ظنّ ( برگ 67 ب ) ظن به چيزى مىگويند كه بر دل ظاهر مىشود و دل آن را ، آن گونه كه بر آن ظاهر مىشود ، با بدگمانى و بىيقينى مىنگرد . با اين همه ، اگر پيشداورى مساعدى بر دل غلبه كند ، آن گاه « ظنّ » به « علم » تبديل مىشود ؛ در غير اين صورت فقط فرضى است ملازم با بدگمانى . مثلا هنگامى كه قرآن مىفرمايد : وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ ( و داوود « ظن » برد كه او را آزمودهايم ، ص ، 24 ) ، « ظنّ » در اينجا به معنى « علم » است ، يعنى داوود دانست كه . . . و اين علم از تمثيلى حاصل شد كه دو فرشته براى او حكايت كردند ؛ او با يقين تمام به ناشايستگى عمل خود در كشتن او ريا پىبرد . ولى در آيات ديگر ، « ظن » به معنى گمان است ، يعنى شناختنى كه نه همراه با يقين است و نه همراه با كشف علم . « ظن » همچنين معنى بدگمانى به خود مىگيرد ، از آن جهت كه « تهمت » ( بدگمانى ) ملازم با حدس و گمان است : بنابراين « ظن » در اين معنى « گمان بد » است . بايد يادآورى كنيم كه مقاتل سه معنى ( وجوه ) براى كلمهء « ظن » يافته بود : « يقين » ، « شك » ، و
--> ( 26 ) . لااقل ما آن را در كتابهايى كه از او خواندهايم نديدهايم .