پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
116
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
« تهمت » . به عقيدهء او « ظن » در آيهء 24 سورهء ص كه در بالا آورديم و نيز در آيهء إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ ( الحاقّه ، 20 ) كه بلاشر آن را « من حدس مىزدم كه حساب خود را خواهم يافت » ترجمه مىكند ، به معنى « يقين » است . مقاتل بر آن است كه بايد اين آيه را « من يقين داشتم كه . . . » ترجمه كرد . مقاتل معنى « شكّ » ( ظن ) را در آيهء إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا ( جاثيه ، 32 ) مىخواند كه در آن كافران دربارهء « ساعت » ( قيامت ) مىگويند : « ما گمانى جز شك نداريم » . و بالأخره ، معنى تهمت يا بدگمانى كه ترمذى بر آن اصرار مىورزد در آيهء بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا ( دلهاتان به گلو رسيده بود و به خدا گمانهاى بد مىبرديد ، احزاب ، 10 ) ديده مىشود . « 27 » حكمت ( برگ 67 ب - 68 الف ) ترمذى بارها ، در كتابهاى مختلف خود ، به تعريف « حكمت » بازگشته است . در شرح كوتاهى كه دراينجا به آن اختصاصمىدهد ، تنها بعضى عناصر نظريهء او را بازمىيابيم . مىنويسد : حكمت « باطن علم » است . ظاهر آن حوزهء كسانى است كه علم به امر الهى دارند ، در حالى كه « باطن » آن خاصّ كسانى است كه علم به خدا و به تدبير الهى دارند . كسانى كه عالم به امرند « عمّال » خدايند ، در حالى كه آن ديگران سردارانىاند كه سپاهها را بهسوى خدا هدايت مىكنند . هنگامى كه خدا مىفرمايد : أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ( نساء ، 59 ) ، مراد او همين گروه اخيرند . ميان كسانى كه علم به خدا دارند و كسانى كه تنها علم به امر خدا دارند ، فاصلهء بسيارى هست ، زيرا اين گروه اخير نمىدانند خدا چيست و حكمت او كدام است . تفاوت ميان ظاهر و باطن علم از اين سخن پيغمبر برمىآيد كه مىفرمايد : « هيچ آيهاى در قرآن نيست كه ظاهرى و باطنى نداشته باشد . » كسانى كه بر ظاهر توقّف مىكنند تنها ظاهر شريعت و احكام آن را مىشناسند ؛ ديگران مىكوشند تا « صاحب شريعت » را بشناسند . ترمذى پس از اين مقدّمه سعىمىكند كه وجوه مختلفى را كه به « حكمت » نسبتمىدهند براساس تعريف حكمت خود بنا كند . اگر حكمت به معنى « فقه » ( تشخيص ) ، علم يا حتى « نبوّت » است ، به سبب آن است كه اين هر سه جلوههاى حكمت است . همچنين است « قضاء بين الحق » « 28 » ، زيرا چنين عملى ثمرهء حكمت است كه خود متضمّن عدل است . اگر به ديگر آثار ترمذى مراجعه كنيم نخست در كتاب علم الاولياء « 29 » توضيحى مىيابيم
--> ( 27 ) . همچنين آيهء وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ ( تكوير ، 24 ) نيز هست . قرائت معمولى « ضنين » ( بخيل ) است ، ولى مقاتل و ترمذى آن را « ظنين » ( بدگمان ) مىخوانند . ( 28 ) . اشاره به سليمان است كه به عنوان داور صاحب « حكمت » بود . ( 29 ) . نسخهء خطّى بورسه ، 806 ، برگ 65 ب .