پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
114
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
« فرايض » عبارت است از « قوالبى » كه در درون آنها « حقوق » خدا گنجانده ( نوشته ) شده است ، و فريضهاى نيست كه در آن تحديد روشنى از آنچه بايد كرد يا نبايد كرد نيامده باشد . ترمذى در عبارت بسيار فشردهاى مىگويد : « اعمال الاجساد قوالب الحقوق » : اعمال جسمانى ، يعنى همان فرايض ، كه اعمالى است كه شرع مقرّر داشته است ، قوالب يا ظروف حقوق خداست ؛ به عبارت ديگر ، جاى تعيين و تبيين آنهاست : در حقيقت « وعاء » هم به معنى دربرداشتن و هم به معنى فهمكردن است ، زيرا آنچه در برداشته شده يعنى محدود است شناخته مىشود . و تنها وقتى كه خدا چيزها را بدين گونه « مىنويسد » ( كتب ) ، يعنى هنگامى كه حدود آنها را مىشناساند ، آن گاه است كه چيزها « فرض » مىشود ( « مفروضة » ) . طهور ( برگ 66 ب - 67 ب ) كلمهء « طهور » در دو آيهء قرآنى كه آمده است ( وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً ، فرقان ، 48 و وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً ، انسان ، 21 ) معمولا به « پاك » ترجمه مىشود ، ولى ترمذى ما را به مفهوم ديگرى غير از مفهوم پاكى رجوع مىدهد . مىگويد « طهور » به معنى جموع لما تفرّق است ، يعنى بازآوردن آنچه پراكندهشدهاست . آب بدان سبب « طهور » گفتهمىشود كه سبب « طهر » مىگردد ، يعنى گردآمدن آنچه پراكندهشدهاست . ولى چيست كه پراكندهشدهاست ؟ ترمذى ، پس از اشاره به اطلاعاتى كه از منابع امامى يا قرمطى مىگيرد يا با تفسير سادهء بعضى عناصر واقعهء معراج ( اسراء ) ، توضيح مىدهد كه هر مؤمن موحّدى يك صورت نورانى دارد و يك صورت جسمانى . پيغمبران با اين صورت نورانى خود در همهء مكانها و در همهء زمينها حضور دارند و بنابر روايت ابن عباس : « در همه و هر يك از زمينها يك آدم مانند آدم ، يك نوح مانند نوح ، يك ابراهيم مانند ابراهيم ، يك موسى مانند موسى ، يك عيسى مانند عيسى و يك محمّد مانند محمّد هست » زيرا ، در حالى كه جسمشان در قبر مدفون است ، نورشان صورت جسم آنها را به خود مىگيرد و در همهء زمينها و در همهء آسمانها حضور مىيابند . به همين سبب است كه محمّد ( ص ) در شب اسراء نخست موسى ( ع ) را در قبرش در حال نماز ديد ؛ سپس چون به بيتالمقدس رفت ، موسى در آنجا بود و از او استقبالكرد ، به او سلام گفت و پشت سر او به نماز ايستاد ؛ آن گاه محمّد ( ص ) به آسمان بردهشد ، و در آنجا موسى را در آسمان ششم ديد . پس آنچه محمّد مىديد انوارى بود كه صورت موسى را به خود مىگرفت . و امّا نه تنها پيغمبران ، بلكه اولياء و پاكان نيز هر يك نورى دارند و اين نور صورتى به خود مىگيرد كه با آن ، چه در آيينهاى اعياد و چه در « بيت المعمور » ( طور ، 4 ) و چه در آسمان و چه در زمين حضور دارند . هنگامى كه وليّى به ناپاكى شرعيى آلودهمىشود صورتهاى نوريش نابود