پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
90
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
كثيرة » : هيچ كس نمىتواند به فهم حقيقى قرآن دست يابد مگر آنكه در آن وجوه بسيار بيابد . « 2 » در حقيقت ، روش وجوه و نظاير را مفسّران به معانى متفاوتى دريافتهاند . براى بعضى ، وجوه عبارتاستاز الفاظ مشتركى كه در معانى متعدّدى به كار رفته باشد . « 3 » براى بعضى ديگر ، « نظاير » در لفظ است و « وجوه » در معانى « 4 » ؛ مقصود آنها از اين سخن آن است كه دريافتن قرآن بر حسب وجوه به معنى كشف تعدّد معنايى در درون يك شباهت ( نظير ) صورى ميان كلمات است . و بالأخره ، براى بعضى نيز قرائت قرآن بر اساس روش وجوه و نظاير به معنى « استفاده از اشارت باطنى و اكتفا نكردن به تفسير ظاهرى است » . « 5 » سيوطى ، از طريق اين تعاريف كه ما آنها را به نقل از او آورديم ، تاريخچهء تحوّل روش ابداعى مقاتل را رسم مىكند و در عين حال بر اهميّت آن تأكيد مىورزد . البته مقاتل هنوز از اشارات باطنى استفاده نمىكند ، ولى روش او چنين امكانى را در برداشتهاست ، و چنان كه از نحوهء معمول او در استعمال اين روش بر مىآيد ، او از صرف « تفسير ظاهرى » فراتر مىرفته است . اين فراتر رفتن از آنجا آغاز مىشود كه مفسّر از محدودهء يكسانى الفاظ بيرون مىآيد و در معانى متفاوت آنها كه ناشى از استعمال يك لفظ در سياقهاى مختلف سخن است دقيق مىشود . آن گاه ، چنان كه تاريخ نشان مىدهد ، بالضّرورة از ظاهر به باطن ، از بيرون به درون ، از معنى مستقيم و تحت اللفظى و ظاهرى به لايههاى هر چه عميقتر و روحانىتر و باطنىتر درون مىرود . همچنين از غير اساسى به اساسى ، از « فروع » به « اصول » ، و چنان كه حكيم ترمذى مىگويد از « كثرت » به « وحدت » مىرسد . بگذاريد تا اين يادداشتهاى كلى را با توصيف كتاب مقاتل روشن كنيم و روش او را با ذكر چند نمونه [ از الفاظى كه وجوه آنها را بررسى مىكند ] نشان دهيم . طرح كلّى مقاتل [ در روش وجوه و نظاير خود ] ، كه همهء مفسّران بعدى آن را مىپذيرند ، در عين حال هم ساده است و هم بسيار استوار . مقاتل براى هر لفظى كه انتخاب مىكند نخست تعداد وجوهى را كه آن لفظ در قرآن دارد ذكر مىكند ؛ بعد براى هر يك از اين وجوه همهء آياتى را كه دربارهء معنى آن لفظ با هم مطابقت دارند مىآورد ؛ اين آيات « نظاير » ند [ يعنى لفظ مورد نظر در آنها به معنى واحدى به كار رفته است ] . با اين كار دو گونه طبقهبندى آيات قرآنى
--> ( 2 ) . اين حديث در كتاب پيشگفتهء سيوطى نقل شده است . ( 3 ) . « الوجوه هى الالفاظ مشتركة الّتى تستعمل فى معان متعدّدة كلفظ العين يطلق على العين المبصرة و على العين الجارية » ( نقل از الاشباه و النّظائر فى القرآن الكريم ، لمقاتل بن سليمان البلخى ، ويراسته و تحقيق دكتور عبدالله محمود شخانه ، قاهره ، 1395 / 1975 ، مقدّمه ، ص 84 - م . ) . ( 4 ) . همانجا . ( 5 ) . همهء اين تعاريف از سيوطى گرفتهشدهاست .