غانم قدوري الحمد ( مترجم : يعقوب جعفرى )

6

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى )

عام و شامل كليهء موارد باشد ، پيدا كرد ؟ و اگر آرى موارد استثنايى مانند كلماتى كه گذشت و كلماتى چون « لا اذبحنه » و « لا اوضعوا » را چگونه بايد توجيه و تفسير كرد ؟ يا مثلا بعضى از كلمات در جايى به گونه‌اى نوشته شده و در جاى ديگر به گونه‌اى ديگر ، مانند كلمات : رحمت ، نعمت و بقيت كه در بيشتر موارد با تاى گرد ولى در چند مورد با تاى كشيده نوشته شده است ، يا طرز نوشتن همزه در آغاز يا وسط يا پايان كلمه و مسايلى از اين قبيل كه فراوان است . از اينها گذشته مىدانيم كه مصحف تا مدتها نقطه گذارى و اعراب گذارى نشده بود ، بعدها توسط ابو الاسود دئلى و دستيارانش و يحيى بن يعمر و خليل بن احمد اعراب گذارى و نقطه گذارى شد . تاريخ اين نقطه گذارىها و چگونگى آن ، و اين كه چرا اين كار در آغاز مورد قبول بسيارى از علما قرار نگرفت و تفاوتهايى كه در نقطه گذارى در شرق و غرب بلاد اسلامى به وجود آمد و مسايلى مانند آن ، بحثهايى است كه دقت نظر و تأمل و تحقيق بيشترى را طلب مىكند . دربارهء اين موضوعات ، در طول تاريخ و قرون اسلامى كتابهاى بسيارى نوشته شده و آثار گرانسنگى بر جاى مانده است و هر كدام از آنها قابل ملاحظه و بررسى است ، مانند هجاء المصاحف از محمد بن عيسى اصفهانى ( متوفى 253 ) و اختلاف المصاحف از ابو حاتم سجستانى ( متوفى 255 ) و هجاء المصاحف از احمد بن ابراهيم ورّاق ( متوفى 270 ) و المصاحف از ابن ابى داود ( متوفى 316 ) و الهجاء و ايضاح الوقف و الابتداء از ابو بكر انبارى ( متوفى 327 ) و علم المصاحف از ابن اشتهء اصفهانى ( متوفى 360 ) و هجاء المصاحف از ابو العباس مهدوى ( متوفى 430 ) و كتابهاى ابو عمرو دانى ( متوفى 444 ) بخصوص كتاب المقنع فى معرفة مرسوم مصاحف الامصار و نيز التبيين فى هجاء التنزيل از سليمان بن نجاح اندلسى ( متوفى 496 ) و دو قصيدهء معروف شاطبيه و مورد الظمآن و شروحى كه بر آنها نوشته شده است به اضافهء كتابهاى بسيارى كه متأخران نوشته‌اند ، و اين در حالى است كه در بسيارى از كتب علوم قرآنى و كتب مربوط به قراءات ، مطالب مفصلى دربارهء رسم الخط مصحف آمده و اين موضوع را از ديدگاه‌هاى مختلف مورد بررسى قرار داده‌اند و حتى كسانى مانند ابو العباس مراكشى ، پديده‌هاى رسم مصحف را تفسير فلسفى و عرفانى