غانم قدوري الحمد ( مترجم : يعقوب جعفرى )

26

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى )

خود را يافتند و اسماعيل عليه السّلام خط عربى را پيدا كرد . در اينجا روايات ديگرى هم وجود دارد كه وضع خط عربى را به اسماعيل يا فرزندان او « 1 » نسبت مىدهد و روايت ديگرى مىگويد : ادريس پيامبر ، نخستين كسى بود كه پس از آدم عليه السّلام ، خط نوشت « 2 » و در روايت ديگرى آمده كه نخستين كسى كه خط عربى را نوشت ، حمير بن سبأ بود . « 3 » اين روايات با شكل سابق آن ، مورد تأييد پژوهشهاى علمى نيست . امّا قضيه توقيفى بودن خط ، به نظر مىرسد كه براى تفسير آياتى كه ياد شد ، عنوان شده است « 4 » و اساسا از سياق آيات مزبور ، چيزى دربارهء ريشهء خط به دست نمىآيد ، بقيهء روايات هم ، از چيزهايى است كه اخباريها ، از روايات اهل كتاب وارد روايات ما كرده‌اند و بر پايهء حقيقت علمى ثابتى نمىباشد . همين سخن را دربارهء رواياتى مىگوييم كه طبق آن ، اولين كسى كه خط عربى را وضع كرد ، گروهى بودند به نامهاى : أبجد ، هوز ، حطى ، كلمن ، سعفص و قرشت ، و آنها جمعى از پيشينيان بودند كه نزد « عدنان بن أدد » آمدند و عربى ياد گرفتند و كتابت عربى را طبق نامهاى خودشان وضع كردند و چون حروفى يافتند كه در نامهاى آنها نبود ، مانند : ثاء ، خاء ، ذال ، ضاد ، ظاء و غين ، آنها را نيز به حروف قبلى اضافه كردند و « روادف » ناميدند ، و روايت اشاره دارد بر اينكه ، اين افراد پادشاهان مدين بودند و در روزى كه به قوم شعيب بلا نازل شد « يوم الظّلة » آنها نيز هلاك شدند و خواهر كلمن كه رئيس آنها بود شعرى در رثاى آنها سرود . « 5 » اين روايت نيز ، از رواياتى است كه افسانه بودن آن روشن است و روش تحقيق علمى و وقايع تاريخى آن را نمىپذيرد و بهترين دليل بر خرافى بودن آن اين است كه سازندهء آن ،

--> ( 1 ) ابن عبد ربّه ، ج 4 ، 157 ، ابن نديم ، ص 5 ، جهشيارى ، ص 1 ، ابو عمرو دانى ، المحكم فى نقط المصاحف ، دمشق ، وزارة الثقافة السورية ، 1960 م ، ص 25 . ( 2 ) ابن هشام ، ج 1 ص 3 ، ابن قتيبه ، عيون الاخبار ، قاهره ، دار الكتب المصرية ، 1925 م ، ج 1 ص 43 ، ابن رسته ، الاعلاق النفيسه ، ليدن ، 1891 م ، ج 7 ، ص 191 ، و ابن عبد ربه ، ج 4 ص 157 ، و جهشيارى ، ص 1 . ( 3 ) قلقشندى ، ج 3 ، ص 13 . ( 4 ) خليل يحيى نامى ، اصل الخط العربى و تاريخ تطوره الى ما قبل الاسلام ، قاهره ، 1935 م ، ص 1 . ( 5 ) ابن عبد ربّه ، ج 4 ، ص 157 ، صولى ، ص 29 ، ابن نديم ، ص 4 ، بلوى ، ج 1 ، ص 75 ، سيوطى ، المزهر فى علوم اللغة و انواعها ، چاپ چهارم ، قاهره ، دار احياء الكتب العربيه ، 1958 م ، ج 2 ، ص 348 .