غانم قدوري الحمد ( مترجم : يعقوب جعفرى )

25

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى )

جاهلى ، مرسوم بوده ، « 1 » خواه در قلب جزيره عربى و يا اطراف آن ، آن هم به درجه‌اى بوده كه در رد سخن كسانى كه كتابت در عصر جاهلى را نفى مىكنند و يا آن را امر نادرى مىدانند ، كفايت مىكند . از سوى ديگر ، به اين مطلب اشاره دارد كه به كارگيرى گسترده كتابت عربى ، نشان مىدهد كه نگارش عربى ، در آن زمان داراى قاعده و قياس بوده است ، با اين همه ، در انتظار موقعيت عظيمى بود كه اسلام براى آن به وجود آورد و در نتيجه ، لغت تمدن جديدى شد كه قرآن كريم ، آن را رهبرى مىكرد و خود با آن تدوين شده بود . دوم : گزارشهاى عربى درباره ريشه كتابت درباره ريشه پيدايش كتابت عربى شمالى كه قرآن كريم با آن تدوين شده است ، دانشمندان علوم عربى و مورخان عرب ، گزارشهاى گوناگونى دارند كه در آنها حقيقت با افسانه آميخته شده است و دانشمندان امروز ، در ريشه كتابت عربى ، نظريه‌اى دارند كه آن را بر اساس علمى بنياد نهاده‌اند و با منطق و شواهد تاريخى جور در مىآيد . دانشمندان علوم عربى ، درباره اصل كتابت به طور عام و كتابت عربى به شكل خاص ، رواياتى دارند ، اما به گفتهء ابن فارس : « 2 » « روايات در اين باب ، هم زياد و هم گوناگون است . » از دانشمندان كسانى هستند كه خط را از جانب خداوند و توقيفى مىدانند و دليل آنها ، آياتى از قرآن كريم است ( بقره ، 31 و علق ، 1 - 4 و قلم ، 1 ) . ابن فارس مىگويد : « 3 » : « بعيد نيست كه آدم و يا يكى ديگر از پيامبران كتابت را آورده باشند . » از كعب الاحبار ( متوفى 32 ق ) روايت شده است كه گفت : « 4 » « نخستين كسى كه خط عربى ، سريانى و ساير كتابتها را وضع كرد ، حضرت آدم عليه السّلام بود كه سيصد سال پيش از مرگش ، بر گل نوشت و آن را پخت و چون آب گرفتگى زمين تمام شد ، هر گروهى خط

--> ( 1 ) بلاشر ، تاريخ الادب العربى ، دمشق ، دانشگاه سوريه ، 1956 م ، ج 1 ، ص 74 . ( 2 ) ابن فارس ، ص 7 . ( 3 ) همان منبع و بنگريد به : ابو بكر ابن عربى ، ج 4 ، ص 45 و 1 ، و قلقشندى ، ج 3 ، ص 11 . ( 4 ) ابن عبد ربه ، ج 4 ص 156 و بنگريد به : جهشيارى ، الوزراء و الكتّاب ، چاپ اوّل ، قاهره ، مصطفى البابى الحلبى ، 1938 م ، ص 1 ، صولى ، ادب الكتّاب ، بغداد ، مكتبة العربية ، 1341 ق ، ص 28 ، ابن نديم ، ص 4 ، سيوطى ، الاتقان فى علوم القرآن ، چاپ اوّل ، قاهره ، مكتبة و مطبعة الشهداء الحسينى ، 1947 م ، ج 4 ، ص 145 .