محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
168
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
عليهما السلام ، به مادرش منتسب نيست « 1 » . در عهد عتيق ( تورات ) « يونان بن أمتاى » ناميده شده است ، « 2 » . امّا در قرآن كريم به نامهاى « يونس » و « ذو النون » ياد شده است كه نون به معناى حوت ( ماهى بزرگ ) و جمع آن چنان كه در بحر المحيط آمده « نينان » و چنان كه در قاموس المحيط آمده « انوان » نيز هست « 3 » . رازى در تفسير الكبير مىگويد : در اين باره هيچ اختلافى نيست كه ذوالنون همان يونس ( ع ) است ، چرا كه نون به معناى ماهى است ، آنگاه در هر اسمى اگر احتمال لقب محض و افادهء معنى برود ، بهتر است كه بر معنى حمل شود ، بويژه وقتى كه فايدهء آن وصف همخوان با فايده بر ما معلوم باشد « 4 » . در قرآن كريم چهار بار از حضرت يونس ( ع ) به همين نام در سورههاى نساء / 163 ؛ انعام / 86 ؛ يونس / 98 و صافات / 139 ، و با وصف در دو جاى ياد شده است . چنان كه خداوند متعال در سورهء انبياء / 87 بالقب « ذاالنون » و در سورهء قلم / 48 با لقب « صاحب الحوت » ياد كرده است ، چرا كه ماهى او را فرو خورده بود . امّا در سورههاى انبياء و صافات از او به تفصيل بيشترى سخن رفته است . چنان كه مىفرمايد : « و ذى النّون را [ ياد كن ] ، چون خشمگين رفت ، و گمان كرد [ كار را ] بر او تنگ نمىگيريم و در تاريكىها ندا در داد كه معبود [ راستينى ] جز تو نيست . تو پاك [ و منزهى ] به راستى من از ستمكاران بودم . پس [ دعايش را ] اجابت كرديم و از غم رهايىاش داديم و مؤمنان را بدينسان نجات مىدهيم » [ انبياء / 87 ، 88 ] « 5 » . همچنين خداوند متعال در سورهء مافات مىفرمايد : « وَ إِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * ، إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ * فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ * فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ * فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ * لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ * فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِيمٌ * وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ * وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ * فَآمَنُوا فَمَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ / و يونس از رسولان بود . چون به كشتى گرانبار گريخت . آنگاه با [ اهل ] كشتى قرعه انداخت و از باختگان شد . آنگاه ماهى او را فرو بلعيد و او سزاوار نكوهش بود و پس اگر نه آن است كه او از نيايشگران بود ، به
--> ( 1 ) . تفسير روح المعانى ، 17 / 83 ؛ الكامل ، ابن اثير ، 1 / 360 . ( 2 ) . يونان ، 1 / 1 . ( 3 ) . تفسير روح المعانى ، 17 / 83 ؛ القاموس المحيط ، 4 / 276 . ( 4 ) . تفسير فخر رازى ، 22 / 212 . ( 5 ) . تفاسير معتبر / ذيل آيات پيش گفته ؛ صحيح بخارى ، كتاب الانبياء ، 4 / 193 ؛ صحيح مسلم ، 7 / 102 ، 103 .