محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
169
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
يقين در شكمش تا روزى كه مردم بر انگيخته مىشوند ، باقى مىماند . سپس در حالى كه بيمار بود او را به سرزمين خشك [ خالى از گياه ] انداختيم . و در كنارش درختى از [ نوع ] كدو رويانيديم . و او را به [ سوى ] صد هزار - يا اينكه افزون از آن بودند - فرستاديم . كه ايمان آوردند ، آنگاه تا مدّتى آنان را بهرهمند ساختيم » [ صافات / 139 - 148 ] « 1 » . اين آيات تصريح دارند كه يونس ( ع ) به سوى قومى به رسالت فرستاده شده بود ، امّا نامى از آن قوم نمىبرد ، اگر چه معلوم است كه آنان در سرزمينى نزديك به ساحل دريا مىزيستند ، ولى در بيشتر قريب به اتفاق روايات آمده كه وى به سوى مردم « نينوا » « 2 » ، از سرزمين موصل در عراق « 3 » برانگيخته شد . در سيرهء شريف نبوى آمده است كه « عدّاس » ، غلام نصرانى عتبه و شيبه ، هر دو فرزند ربيعه ، در طائف يك سينى انگور براى رسول خدا ( ص ) آورد و به آن حضرت عرض كرد كه از آن بخورد ، وقتى آن حضرت دستش را در آن گذاشت ، گفت : « باسم اللّه » ، آنگاه خورد ، عدّاس در سيماى آن حضرت نگريست و گفت : سوگند به خداوند كه مردمان اين ديار چنين سخنى نمىگويند ، رسول خدا ( ص ) به او فرمود : اى عدّاس ، تو از كدامين سرزمين هستى و چه دينى دارى ؟ او گفت : من نصرانى و اهل نينوا هستم . آنگاه رسول خدا ( ص ) فرمود : از شهر آن مرد راست كردار ، يونس بن متَّى ؟ سپس عدّاس به حضور آن حضرت عرض كرد : تو از كجا مىدانى كه يونس بن متى چه كسى بود ؟ رسول خدا ( ص ) فرمود : او برادر من است و پيامبر بود و من نيز پيامبر هستم و عدّاس خود را بر رسول خدا ( ص ) انداخته و سر و دست و پاى آن حضرت را مىبوسيد « 4 » . در تفسير فخر رازى از ابن عباس منقول است كه گفت : يونس ( ع ) و قوم او در فلسطين مىزيستند كه پادشاهى با آنان به جنگ برخاست و 9 قبيله و نيمى از قبيلهاى ديگر از آنان را به اسارت گرفت و بر دو قبيله و آن نيم ديگر نتوانست دست يابد ، آنگاه خداوند متعال به
--> ( 1 ) . تفاسير معتبر / ذيل آيات پيش گفته ؛ ابن كثير ، البداية و النهاية ، 1 / 231 - 237 ؛ قصص الانبياء ، 1 / 380 - 398 ؛ صحيح بخارى ، كتاب الانبيا ، 4 / 193 ؛ صحيح مسلم ، 7 / 102 - 103 . ( 2 ) . نينوا ، پايتخت امپراتورى آشورى بود كه بر كنارهء شرقى رود دجله و بر دهانهء رافد كوچكى به نام « الخسر » ، در فاصلهء 25 ميلى التقاى دجله به زاب واقع است ، البته عبرانيان گسترهء شمول نينوا را فراگيرتر مىگرفتند تا تمامى منطقهء محل برخورد زاب به دجله را شامل شود ( سفر پيدايش ، 10 / 11 - 12 ؛ يونان ، 1 / 2 ، 3 / 2 - 7 ؛ قاموس الكتاب المقدّس ، 2 / 990 ) . ( 3 ) . تفسير فخر رازى ، 22 / 213 ؛ تفسير ابن كثير ، 2 / 670 ؛ تفسير روح المعانى ، 17 / 84 ؛ ابن كثير ، البداية و النهاية ، 1 / 232 . ( 4 ) . السيرة النبوية ابن هشام ، 2 / 226 ( تحقيق احمد حجازى ) .