محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
162
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
امّا صاحب المنار مىگويد : اگر چه فهم رازى و ديگران با فهم همهء مفسران پيش از خويش متفاوت است ، امّا اين را نيز كسى نگفته كه فهم گروهى از مردم دليلى بر بطلان فهم ديگران است ، البته با در نظر گرفتن اين موضوع مهم كه آنچه ابو مسلم فهميده متبادر از عبارت آيهء كريمه است ، حال آنكه سخن ديگران مبتنى بر رواياتى است كه در اين زمينه وارد شده است ، آنگاه بايد پذيرفت كه حكم آيات خداوند برتر است و آنچه كه در روايات است دلالتى ندارد . امّا اينكه گفتهاند ، بنا بر سخن ابو مسلم اين موضوع ويژه حضرت ابراهيم ( ع ) نيست و هيچ گونه برترى را براى او ثابت نمىكند ، پذيرفته نيست چرا كه اين مثال در مقام توضيح چگونگى زنده گردانيدن مردگان و يا چگونگى آفرينش و بيان اسرارى از آفرينش است كه دانش بشر به آنجا قد نمىكشد و هيچ دليلى وجود ندارد كه تمامى انسانها از اين موضوع آگاه باشند . همچنين در اين باره گفتهاند : اين ايراد كه آن موضوع مخصوص ابراهيم نيست ، بر دليلى هم كه عليه آن پادشاه اقامه كرده و نيز دليلى كه بر پرستش ستارگان در سورهء انعام نيز در ميان آورده ، وارد است ، پس اين گونه دلايل كه خداوند متعال با آنها حضرت ابراهيم را مورد تأييد خويش قرار داده است و رازى و ديگران به آن احتجاج كردهاند ، آيا اين حقيقت را نفى مىكند كه آن هدايتى از جانب خداوند براى وى بوده است تا او را از تاريكىهاى شبهاتى برآورد كه تمام مردم آن زمانه را فرو گرفته بود و به نور حقّ رهنمون شود ؟ خداوند متعال در اين معنى مىفرمايد : « وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ ، إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ / اين حجت ماست . آن را به ابراهيم بر [ ضدّ ] قومش داديم . هر كس را كه بخواهيم در مراتب [ و منزلت ] فرا مىبريم ، بىگمان پروردگارت فرزانهء داناست » [ انعام / 83 ] . دربارهء اين سخن نيز كه مىگويند اجابت الهى به درخواست ابراهيم با نظر ابومسلم سازگار نيست ، امّا با قول جمهور همخوان است ، بايد گفت قضيه كاملا بر عكس است ، چرا كه باز آوردن پرندگان از كوهها پس از ريز ريز كردن و از هم گسستن اجزاى آنها ، مقتضى رؤيت كيفيت زنده گردانيدن مردگان نيست ، چرا كه از آن بجز چگونگى زنده گردانيدن و رؤيت پرندگان - چنان كه پيش از جزء جزء كردن بودند - ديده نمىشود . زيرا كار زنده گردانيدن در كوههاى دور از هم صورت پذيرفته است و اين نظر به آن مىماند كه كشته شدهاى را با اجزاء و جوارح از هم گسسته ببينى ، آنگاه ديگر بار او را حىّ و زنده ببينى و بنا بر اين ، بگويى كه چگونگى زنده كردن مردگان را به چشم خود ديدهام . از سخن آنان نيز بيش از اين چيزى بر نمىآيد .