محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

7

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

مردمى كه اين بت‌ها را ساخته بودند ، از اين جهان رفتند و جهل در ميان پسينيانشان فراگير شد و آنها را به جاى خداوند پرستيدند . همچنين يادآور شده است كه پس از آن ، بت‌هاى مذكور به فرهنگ عرب راه يافت و « ودّ » ، بت قبيله كلب در دومة الجندل و « سواع » از آن قبيلهء هذيل و « يغوت » ، بت قبيلهء مراد و پس از آن در « جرف » نزد قوم سبأ ، بت بنى غطيف و « يعوق » بت قبيله همدان و « نسر » بت قبيلهء حمير بود « 1 » . در تفسير قرطبى نيز آمده است كه عروة بن زبير و ديگران گفته‌اند كه : آدم ( ع ) زبان به شكوه گشود و فرزندانش : ودّ ، سواع ، يغوث ، يعوق ، و نسر در حضورش بودند و ودّ از همهء آنها بزرگ‌تر و نيكوكارتر بود . محمد بن كعب مىگويد : آدم ( ع ) پنج پسر به نام‌هاى ودّ ، سواع ، يغوث ، يعوق و نسر داشت كه همگى خداوند را عبادت مىكردند . آنگاه يكى از آنان مرد و مردم در سوگش اندوهگين شدند ، شيطان به آنان گفت من نقشى همانند او برايتان مىسازم كه هر گاه به او بنگريد ، به يادش آوريد . گفتند : بساز . آنگاه شيطان از مس و سرب نقشى از او در معبد آفريد . سپس ديگرى مرد ، باز تصويرى از او ساخت تا اينكه همه مردند و براى آنان تمثالى ساخت و آنان روز به روز از آيين پاك يكتا پرستى فاصله گرفتند تا آنجا كه ديگر پس از مدتى پرستش خداوند را وا نهادند ؛ و شيطان به آنان گفت : شما را چه شده است كه چيزى را نمىپرستيد ؟ گفتند : چه بپرستيم ؟ گفت : معبودانتان و معبودان پدرانتان را بپرستيد آيا آنان را در معابدتان نمىبينيد ؟ پس آنها را به جاى خداوند بپرستيد . تا اينكه خداوند نوح را به پيامبرى بر انگيخت و گفتند : « لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً » . همچنين محمد بن كعب و محمد بن قيس گفته‌اند كه آنان مردمانى درستكار از پيروان آدم و نوح بودند و پيشوايانى داشتند كه به آنان اقتدا مىكردند ، پس چون آنان مردند ، ابليس اين كار را براى آن مردم خوش جلوه داد كه نقش مردگان را بيافرينند تا با ديدن آنها تلاش‌هايشان را به ياد آورند و نگريستن به آنها مايهء دلدارىشان باشد . آنگاه آنان نيز تمثال‌هايى به اين منظور ساختند ، امّا وقتى خود از اين جهان رفتند و فرزندانشان جايگزين ايشان شدند گفتند : اى كاش مىدانستيم كه پدرانمان اينها را بهر چه ساخته‌اند ! شيطان به سراغشان آمد و گفت : پدرانتان آنها را مىپرستيدند و آنها نيز به ايشان رحم آورده ، به هنگام خشكسالى باران مىباراندند ؛ پس شما نيز آنها را بپرستيد . آنگاه بود كه بت پرستى براى

--> ( 1 ) . تفسير ابن عباس و مروياته فى التفسير من كتب السنة ، 2 / 910 - 911 .