محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

114

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

از آن گذشته از عباراتى كه پس از ناپديد شدن ماه بر زبان آورد ، به درستى مىتوان به منظور او پى برد ، چنان كه مىفرمايد : « لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ / اگر پروردگارم مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود » [ انعام / 77 ] « 1 » . دربارهء اين موضوع نظرگاه ديگرى نيز وجود دارد كه تمامى علماى اسلامى به آن اعتقاد دارند « 2 » و آن اينكه ابراهيم ( ع ) اين سخن را در مقام مناظره و احتجاج با قوم خويش گفت و آن پس از بلوغ آن حضرت ( ع ) بود و پس از آنكه به شرف پيامبرى نايل آمد و خداوند او را به رسالت نواخت ، انجام پذيرفته است ، آنگاه در ميان قائلان به اين رأى دربارهء تفسير و تأويل و معانى محتمل اين آيه اختلاف نظر وجود دارد و براى آن وجوهى ذكر كرده‌اند : 1 ) آنكه ابراهيم ( ع ) مىخواست با اين سخن قوم خويش را پله پله با مطلب آشنا كند نادانى و اشتباهشان را در بزرگداشت و پرستش ستارگان به آنان بفهماند ، چرا كه آنان معتقد بودند كه تمامى امور به آن ستارگان باز مىگردد ، نه به خداوند كه آفريدگارشان است ، در نتيجه ابراهيم ( ع ) توجه آنان را به چيزى جلب كرد كه آن را بزرگ مىداشتند ، امّا وقتى كه آن ستاره و خورشيد و ماه [ رخشان ] همگى غروب كردند ، آن حضرت ( ع ) كاستى و نقصى را كه به سبب پنهان شدن و غروب كردن متوجه ستارگان است ، به آنان نماياند تا از اين طريق بديشان ثابت كند كه اعتقاد خدايى داشتن نسبت به ستارگان ، اشتباه است « 3 » . ابن كثير مىگويد : حق آن است كه ابراهيم ( ع ) در اين سخن در مقام مناظره با قوم خويش بر آمد تا از اين طريق براى آنان بيان كند كه در پرستش اين تمثال‌ها و بت ها تا چه اندازه بر باطلند ، چنان كه در نخستين گام به پدر خويش گفت كه در پرستش بت‌هاى زمينى ، كه آنها را در هيئت فرشتگان آسمان ساخته‌اند تا مگر برايشان در نزد آفريدگار بزرگ شفاعت كنند ، در اشتباهند ، چرا كه آنان خود حقير تر از آن هستند كه پرستيده شوند ، از اين روى ديگر بار با پرستش فرشتگانش به درگاه الهى توسل مىجويند تا براى دستيابى به روزى و پيروزى و

--> - بودند ، آنگاه اگر اينان به خاطر زوال پذيرى و غير دائمى بودن نتوانند خدا باشند ، آنگاه بت‌ها كه كوچك تر از آنها بوده و به پايه زيبايى آنها نمىرسند ، هرگز چنين شايستگى را نخواهند داشت ، همچنين گفته‌اند كه اين سخن را در مقام معارضه گفته است . ( 1 ) . تفسير المنار ، 7 / 465 . ( 2 ) . تفسير ابن كثير ، 2 / 242 ؛ تفسير قرطبى ، 2461 ؛ زمخشرى ، تفسير الكشاف ، 2 / 31 ؛ البحر المحيط ، 4 / 167 ؛ تفسير فخر رازى ، 13 / 47 ؛ تفسير المنار ، 11 / 465 . ( 3 ) . محمد حسنى ، پيشين ، ص 40 - 41 .