محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

115

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

ديگر نيازمندىهايشان شفيع آنان نزد خدا شوند . آنگاه به بيان اشتباه و گمراهى آنان در پرستش ستارگان ( هفت اختر سرگردان در گردش : ماه ، عطارد ، زهره ، خورشيد ، مريخ ، مشترى و زحل ) پرداخت ، و در نگاه آنان به ترتيب خورشيد و ماه و زهره از نورانيت و شرافت بيشترى برخوردار بودند . از اين روى آن حضرت ( ع ) براى آنان معلوم داشت كه اين زهره سزاوار پرستش نيست ، بلكه براى آن سير معينى مقرر شده كه از محور آن نمىتواند به راست و چپ گرايش يابد و خود در كار خويش دخالتى ندارد ، بلكه خود نيز از اجرام رخشانى است كه خداوند آن را آفريده و حكمت‌هاى بزرگى در آفرينش اوست ، و از مشرق بر مىآيد و فاصلهء ميان خويش تا مغرب را مىپيمايد و در آنجا از نظرها ناپديد مىشود ، آنگاه در شب ديگر بر همين منوال پديدار مىشود ، و چنين پديده‌اى شايستگى خدا بودن را ندارد ؛ سپس آن حضرت به ماه روى آورد و در آن باره نيز همچون ستاره سخن گفت ، و با خورشيد نيز چنين رفتار كرد ، و چون خدا بودن اين سه جرم آسمانى به عنوان رخشان‌ترين پديده‌هاى هستى كه انسان‌ها مىبينند منتفى شد و اين امر به دليل قاطع ثابت شد ، گفت : « قالَ : يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ » يعنى من از پرستش و پذيرش ولايت آنها برى و بر كنار هستم ؛ امّا اگر شما آنها را خدا مىدانيد ، با تمامى آنها عليه من هم داستان شويد و به من مهلت ندهيد : « إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ » يعنى من آفريدگار و پديد آورندهء اين موجودات را مىپرستم ، هموكه آنها را رام كرد و كارو بار تقدير و تدبير آنها با اوست ، كسى كه حكمرانى همه چيز به دست اوست و همه چيز را او آفريده و پروردگار و پادشاه و خداى همهء آنهاست ، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد : « إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ پروردگارتان كسى است كه آسمان‌ها و زمين را در شش روز آفريد ، آنگاه بر عرش استيلاء يافت ، شب را به روز مىپوشاند ، در حالى كه آن را به شتاب مىطلبد . و خورشيد و ماه و ستارگان را در حالى كه به فرمان او مسخرند [ آفريد ] بدان كه خلق و فرمانروايى خاص اوست . بس بزرگ است خداوند ، پروردگار جهانيان » [ اعراف / 54 ] . زمخشرى مىگويد : پدر و قوم ابراهيم ( ع ) بتها و ستارگان را مىپرستيدند و او مىخواست كه آنان را از گمراهيشان آگاه كند و از طريق تدبر و استدلال به راه راست هدايتشان كند و به آنان بفهماند كه اگر به درستى درنگرند ، پى خواهند برد كه هيچ يك از آنها شايستهء خدايى