محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

4

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

پيامبر ما را براى بزرگداشت و تكريم شأن او مقدّم بر ديگران ياد كرد « 1 » . ابو بكر بزّاز از ابو هريره روايت كرده كه گفت : گزيده‌ترين فرزندان آدم پنج كس‌اند : نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى و محمد ، صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين ، كه از آن ميان نيز محمد ( ص ) از ديگران برگزيده‌تر است « 2 » . همچنين داستان نوح ( ع ) در چهل و سه جاى قرآن كريم و به تفصيل بيشتر در سوره‌هاى اعراف ، هود ، مؤمنون ، شعراء ، قمر و نوح ياد شده است « 3 » . همچنين به نصّ قرآن كريم معلوم است كه نوح نهصد و پنجاه سال در ميان قوم خويش ماند ، چنان كه مىفرمايد : « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً ، فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ و به راستى كه نوح را به سوى قومش فرستاديم ، و در ميان آنان هزار سال ، پنجاه سال كم ، ماند . آنگاه توفان آنان را در حالى كه ستمكار بودند ، فرو گرفت » [ عنكبوت / 14 ] « 4 » . مفسران دربارهء ميزان عمر نوح ( ع ) اختلاف نظر دارند ، برخى گفته‌اند كه وى همان نهصد و پنجاه سال كه در قرآن كريم آمده زيسته است ، قتاده مىگويد : پيش از دعوت سيصد سال با آنان زندگى كرد ، آنگاه سيصد سال آنان را دعوت كرد ، آنگاه پس از توفان نيز سيصد و پنجاه سال زيست . ابن عبّاس مىگويد : نوح در چهل سالگى به پيامبرى برانگيخته شد و نهصد و پنجاه سال در ميان قوم خود زيست و پس از غرقه گشتن كافران باز شصت سال زنده بود ، تا اينكه شمار مردم رو به فزونى نهاد و در زمين پراكنده شدند . همچنين از او روايت شده كه حضرت نوح ( ع ) دويست و پنجاه ساله بود كه به پيامبرى برانگيخته شد و در ميان مردم نهصد و پنجاه سال زيست و پس از توفان نيز دويست سال زنده بود . وهب [ بن منبه ] مىگويد : نوح يكهزار و چهارصد سال عمر كرد امّا كعب الاحبار مىگويد : نهصد و پنجاه سال در ميان قوم

--> ( 1 ) . تفسير بيضاوى ، 1 / 114 . ( 2 ) . تفسير ابن كثير ، 3 / 748 . ( 3 ) . سوره‌هاى آل عمران ؛ نساء / 163 ؛ انعام / 84 ؛ اعراف / 59 ، 69 ؛ توبه / 70 ؛ يونس / 71 - 73 ؛ هود / 25 - 48 ؛ ابراهيم / 9 ؛ إسراء / 3 و 17 ؛ مريم / 58 ؛ انبياء / 76 - 77 ؛ حج / 42 ؛ مؤمنون / 23 - 30 ؛ فرقان / 37 ؛ شعراء / 105 - 122 ؛ عنكبوت / 14 - 15 ؛ احزاب / 7 ؛ صافات / 75 - 76 ؛ حديد / 26 ؛ تحريم / 10 ؛ و نيز سورهء نوح . ( 4 ) . فخر رازى در تفسير كبير دربارهء عبارت قرآنى « وَ هُمْ ظالِمُونَ » مىگويد كه آن اشارتى بس ظريف است ، به اين توضيح كه خداوند متعال به مجرّد وجود ستم كسى را عذاب نمىكند ، بلكه در صورت پا فشارى كردن ستمكاران آنان را عذاب مىكند از اين روى فرمود : « وَ هُمْ ظالِمُونَ » يعنى در حالى نابودشان كرد كه آنان بر ستم خويش پاى مىفشردند .