محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
111
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
پرستش آنها و استدلال افول آنها و تصور آنها و ديگر صفات دالّ بر يگانگى خويش را به او نماياند و تمامى اين امور زمانى اتفاق افتاد كه هنوز آن حضرت به پيامبرى برگزيده نشده و دعوت خويش را آغاز نكرده بود . چنان كه در قصهاى تقريبا طولانى كه از محمد بن اسحاق روايت شده ، آمده است كه مادر ابراهيم ( ع ) از بيم « نمرود بن كنعان » كه مبادا او را بكشد ، وى را در غارى زاييد و در همانجا پنهان كرد ، چرا كه ستارهشناسان به او گفته بودند كه در شهر اور پسرى به دنيا خواهد آمد كه از دين آنان دست بر خواهد داشت و بتهاشان را در هم خواهد شكست . آنگاه بود كه هر نوزاد پسرى را كه در ماههاى معين و مقرّر از سوى ستارهشناسان به دنيا مىآمد ، مىكشت و ابراهيم ( ع ) در آنجا هر روز به اندازه يك ماه و هر ماه به اندازه يك سال رشد معمول ديگر كودكان ، رشد مىكرد ، تا اينكه در پانزدهمين روز تولد خويش از مادرش خواست كه او را از غار بيرون برد ، وقتى او را از غار بيرون آورد ، تدبرى كرد و در آفرينش آسمانها و زمين انديشه نمود و آنگاه بود كه ستارگان و مهتاب و آفتاب را ديد و چنان گفت « 1 » . خداوند متعال او را به خرد كامل و بينش سليم ويژه گردانيده بود ، از اين روى با خود انديشه كرد و چنين گفت : بايد كه چنين آفرينشى خدايى داشته باشد كه معبود مردم است . در همين انديشه بود كه آن ستاره را ديد كه مىدرخشد ، بر ذهنش متبادر شد كه بگويد : « اين خداى من است » و اين امر در زمان كودكى او آنگاه كه هنوز در شناخت خداوند به راى استوار نرسيده بود ، اتفاق افتاد ، قائلان به چنين نظر گاهى به آن آيه استدلال مىكنند كه مىفرمايد : « لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ » [ انعام / 76 ] . چرا كه اين آيه به نوعى سرگشتگى دلالت مىكند كه امكان وقوع آن جز در سن كودكى و پيش از بلوغ و ارائه برهان وجود ندارد « 2 » . بىترديد چنين نظرى از هيچ روى نمىتواند درست باشد ، چرا كه از يك سوى روايت ابن اسحاق و امثال آن در اين باره ساختگى ( موضوع ) هستند كه ابن اسحاق آن را از يهوديانى گرفته است كه چنين قصّههايى را به مسلمانان القاء مىكردند تا آنان را در امور دينشان به اشتباه افكنند ، و پيدا است كه سخنان يهود و ديگران در چنين مواردى مورد اطمينان نيست « 3 » ، ديگر آنكه پيامبران ( ع ) در هر صورت و در تمامى احوال معصوم هستند و هرگز
--> ( 1 ) . تفسير المنار ، 11 / 464 ؛ تفسير نسفى ، 2 / 20 ؛ تفسير طبرى ، 11 / 481 - 482 ؛ تفسير قرطبى ، ص 246 ؛ محمد بيومى مهران ، دراسات تاريخية من القرآن الكريم ، 1 / 116 - 117 ؛ اسرائيل ، 1 / 280 . ( 2 ) . محمد حسنى ، پيشين ، ص 40 . ( 3 ) . تفسير المنار ، 11 / 464 .