محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

112

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

نمىتوان پذيرفت كه خداوند متعال رسولى داشته باشد كه در دوره‌اى از زندگى خويش نسبت به او شناخت نداشته باشد ، بلكه رسولان همواره خداوند را مىشناختند و او را به يگانگى مىپرستيدند و از هر گونه كاستى پاك و منزه مىداشتند و هرگز به معبودى جز او قائل نبودند آنگاه نبايد از نظر دور داشت كه چنين ديدگاهى تماما با آن فرمودهء الهى در تعارض است كه مىفرمايد : هدايت ابراهيم را از پيش به او ارزانى داشته و او را از اسرار هستى و ملكوت آسمانها و زمين آگاهانيده بود ، چنان كه مىفرمايد : « وَ لَقَدْ آتَيْنا إِبْراهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا بِهِ عالِمِينَ / به راستى كه ما راهيابى ابراهيم را از پيش به او داده و از حال او آگاه بوديم » [ انبياء / 51 ] . با اينكه مىفرمايد : « وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ / ما بدينسان ملكوت آسمان‌ها و زمين را به ابراهيم نمايانديم » [ انعام / 75 ] . ابو حيان در بحر المحيط مىگويد : وقتى ابراهيم ( ع ) براى آنان به روشنى معلوم داشت ستاره‌اى را كه ديده است ، شايستگى خدا بودن را ندارد ، چشم به راه چيزى نورانىتر و رخشان‌تر از آن نشست ، تا اينكه ماه را در آغاز بر آمدنش ديد ، آنگاه آن نيز ناپديد شد ، خورشيد را پاييد ، چرا كه آن رخشان‌تر و بزرگ‌تر و پرفايده‌تر از ديگران بود و اين سخن را از روى احتجاج با آنان گفت و براى آنان معلوم داشت كه خورشيد نيز از حيث حدوث ( نو پيدايى ) با ديگر ستارگان تفاوتى ندارد و چنان كه ابن جريج از قاسم و وى از ابراهيم نخعى روايت كرده است كه گفت : « درهاى آسمانهاى هفتگانه را براى او گشودند و به آنها تا نهايت عرش نگريست ، آنگاه پرده از زمين‌ها برداشتند و به آنها نگريست و جايگاه خويش را در بهشت ديد و همين است معناى آن آيه كه مىفرمايد : « وَ آتَيْناهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيا / و پاداش او در دنيا به او داديم » « 1 » . بدينسان مىبينيم كه ابراهيم ( ع ) با صفاى فطرت خويش و از سر راستى و اخلاصى كه با حق داشت به چنان مقامى رسيد كه خداوند چشمان او را بر اسرار نهفته در هستى و دلايل اشارتگر به راهيابى در وجود گشود ، خداوند متعال مىفرمايد : « وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ » ، يعنى مانند چنين فطرت سليمى ، چنين بينش بازى و چنين خلوصى نسبت به حق و انكار استوار باطل ، حقيقت آن ملكوت ، يعنى ملكوت آسمان‌ها و زمين را به او نمايانديم و او را از اسرار نهفته در دل هستى آگاهانيديم و برايش از

--> ( 1 ) . تفسير قرطبى ، ص 2459 - 2460 .