محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

110

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

هدايت كرده است ؟ و از آنچه با او شريك مقرر مىكنيد نمىترسم ، بلكه [ از آن مىترسم ] كه خداوند [ از عذاب ] چيزى را بخواهد . و پروردگارم از روى دانش به همه چيز احاطه دارد . آيا پند نمىگيريد ؟ و چگونه از آنچه شريك قائل شديد بترسم ، حال آنكه شما نمىترسيد از آنكه با خداوند چيزى را كه دليلى [ دالّ بر ] آن بر شما نفرستاده است ، شريك مقرر مىكنيد ؟ پس اگر مىدانيد ، كدام يك از [ اين ] دو گروه به امن [ و امنيت ] سزاوارتر است . كسانى كه ايمان آوردند و ايمانشان را به شرك نياميختند ، آنانند كه امنيت [ و آسايش ] دارند و آنان راهيافتگانند . و اين حجت ماست . آن را به ابراهيم بر [ ضد ] قومش داديم . هر كس را كه بخواهيم در مراتب [ و منزلت ] فرا مىبريم ، بىگمان پروردگارت فرزانهء داناست » . [ انعام / 75 - 83 ] . از اين آيات چنين بر مىآيد كه ابراهيم ( ع ) به آسمان نگريست و ديد كه آن مردم ستاره‌اى ( شايد ستارهء زهره ) را در كنار ديگر معبودان خويش مىپرستيدند . آنگاه گفت : « هذا رَبِّي » سپس اندكى صبر كرد تا اينكه آن ستاره غروب كرد و گفت : « لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ » يعنى اينكه خدايان متغير دگرگون شونده را كه در يك جاى و بر يك حال برقرار نمىمانند دوست نمىدارد . آنگاه دوباره به آسمان نگريست و ماه را درخشان ديد كه نورش چشمان را خيره مىكرد گفت : « هذا رَبِّي » امّا ديرى نپاييد كه فرو نشست و نورش در پرده شد ، آنگاه ابراهيم گفت : « لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ » . آنگاه خورشيد را در ميانهء آسمان ديد كه نورش به هر سوى پرتو افكنده و گرما و نور شعاع‌هايش سراسر گيتى را فرا گرفته بود ، امّا باز او نيز چندان پايدار نماند و همچون آن ستاره و ماه افول كرد ، آنگاه بود كه گفت : « يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ » « 1 » . همچنين مفسران دربارهء زمان نگريستن ابراهيم به ستارگان و زمان اين سخن را كه ابراهيم گفت ، با همديگر اختلاف نظر دارند ، يعنى در اين باره كه آيا اين سخنان را در مقام نظر و استدلال براى خويش گفت يا اينكه در مقام مناظره و احتجاج با قوم خويش در ميان آورد ؟ گروهى از علما معتقدند كه وى آن سخنان را در سنى گفته كه نمىتوان اعتبارى براى آن قائل شد و حكمى بر آن مترتب نيست ، چرا كه احكام پس از بلوغ ثابت مىشوند . چنان كه قائلان به اين نظرگاه با اعتماد به برخى تفاسير مأثور مىگويند كه وى به پيروى از قوم خويش در خردسالى ستارگان را پرستيده و پس از آنكه به سن رشد رسيد خداوند متعال بطلان

--> ( 1 ) . محمد حسني عبد الحميد ، ابو الأنبياء إبراهيم الخليل ، ص 39 .