محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

422

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

8 . تنها در قرآن آمده است كه چون داستان ايمان آوردن جادوگران در شهر پخش شد و به گوش همگان رسيد ، درباريان فرعون كوشيدند تا او را دوباره به كشتن بنى اسرائيل برانگيزند كه نخستين‌شان موسى باشد ، هر چند كشتن موسى براى آنان آسان نبود و مىتوانست دشوارىهاى ديگرى از پى بياورد و از اين روى كسانى با او در كشتن موسى هم‌رأى نبودند و او را از اين كار زنهار مىدادند ، چيزى كه در اين آيهء قرآنى نيز نشانى از آن موجود است : « مرا واگذاريد تا موسى را بكشم و او خداى خود را بخواند ، من بيم دارم كه او دين شما را ديگرگون كند يا در اين سرزمين تباهى پديد آورد » . « 1 » چرا كه از واژه‌هاى « مرا واگذاريد » برمىآيد كه كسانى او را از اين كار باز مىداشته‌اند و كشتن موسى را درست نمىدانسته‌اند ، داستان يكى از اين ناخرسندان ، آشكارا نيز در قرآن آمده است كه چون فرعون از موسى به تنگ آمد و با درباريان هم رأى شد كه موسى را بكشد ، ناخرسندى خويش را اين‌گونه بر فرعون و درباريان نمايان ساخت كه : « آيا مردى را مىكشيد كه مىگويد ، پرودگار من خداست و نشانه‌هاى آشكارى نيز از خدايتان براى شما آورده است ، اگر او دروغ بگويد ، زيان دروغش را خود خواهد ديد و اگر راست بگويد [ دست كم ] پاره‌اى از آنچه را به شما مژده مىدهد ، به شما خواهد رسيد ، و خداوند كسى را كه گزاف كار و دروغزن باشد ، رهنمونى نمىكند ، اى مردم ! امروز فرمانروايى از آن شماست و شماييد كه بر اين سرزمين چيره‌ايد ، اما اگر خشم و كيفر خدا بر سر ما ببارد چه كسى ما را پناه خواهد داد ؟ » « 2 » و فرعون هر چند از شنيدن اين سخنان انديشه‌ناك شد ، باز هم چنان بر سركشى و خودسرى پاى فشرد ، شيطان نيز در دلش دميد و او را برانگيخت تا گفت : « جز رأى خويش چيزى را به سود شما نمىبينم و جز به راه راست شما را رهنمونى نمىكنم » « 3 » و آن مرد دوباره اندرزهاى خويش را پىگرفت و فرعون و درباريان را

--> - مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ * قالُوا لا ضَيْرَ إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ * إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنا رَبُّنا خَطايانا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ ( سورهء شعرا ، آيات 49 - 51 ) ؛ سورهء اعراف ، آيات 123 - 126 ؛ سورهء طه ، آيات 71 - 75 . ( 1 ) . « وَ قالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسى وَ لْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسادَ » ( سورهء غافر ، آيهء 26 ) . ( 2 ) . أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَ إِنْ يَكُ كاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَ إِنْ يَكُ صادِقاً يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ * يا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَنْ يَنْصُرُنا مِنْ بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جاءَنا » ( سورهء غافر ، آيات 28 - 29 ) . ( 3 ) . « ما أُرِيكُمْ إِلَّا ما أَرى وَ ما أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشادِ » ( سورهء غافر ، آيهء 29 ) .