محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
380
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
اين كه هارون موسى را كه برادر او بود « پسر مادر » خواند ، از اين روى بود كه مىخواست بدين شيوه مهر و بخشايش او را بيشتر بر خود برانگيزد . « 1 » اما اين سخن مفسران گونهاى « اجتهاد در برابر نص » است و چندان سنجيده نمىنمايد و سخن آشكار قرآن اين است كه موسى ، پسر مادر هارون است و نه برادر او . « 2 » چنان كه « زجاج » گويد كه به گفتهء كسانى : موسى برادر مادرى هارون بوده است و نه برادر پدرى او . « 3 » و اين سخن زجاج كه از ياقوت نيز گزارش شده ، سخنى شايستهء تأمّل و درنگ است ، به ويژه اگر به ياد آوريم كه يهوديان هر كس را كه مادرش يهودى باشد ، اگرچه ختنه ناكرده نيز باشد ، يهودى مىشمرند و كارى ندارند كه پدرش بر چه دينى بوده است . « 4 » اما داستان طبقهاى خرما و آتش يا خرما و ياقوت ، كه كسانى كندزبانى و دشوارگويى موسى را بدان پيوند دادهاند ، داستانى برساخته و ناپذيرفتى مىنمايد ، چرا كه از يك سو ، هر كودكى چه كودك طبيعى و چه كودك غيرطبيعى ، اگر پارهء آتشى را بردارد ، بىدرنگ دستش مىسوزد و آن را رها مىكند ، و پذيرفتى نيست كه كودكى پارهء آتشى را بردارد ، در دست نگه دارد ، به دهان ببرد و تا به زبان نگذارد ، سوزش آن را در نيابد ، تازه اگر چنين مىبود ، خود نشانهء آشكارى بر غير طبيعى بودن آن كودك مىبود ؛ از سوى ديگر ، اگر به راستى موسى آتش را برمىداشت و بىآن كه دستش بسوزد آن را به دهان مىنهاد و زبانش مىسوخت ، بايد توان سخن گفتن را يكباره از دست مىداد ، نه اين كه كند زبان شود ؛ گذشته از اينها آيا فرعون - بزرگترين و پيشرفتهترين فرمانرواى روزگار خود - و كاهنان و عالمان دربار او ، براى آزمودن آن كودك ، جز اين راه بچهگانه ، راه ديگرى سراغ نداشتند ؟ « 5 » به هر روى ، چنين مىنمايد كه موسى را مصرى و نه اسرائيلى شمردن ، گرچه ديدگاهى است كه با دشوارىها و پرسشهايى همراه است و احتمال خطا و خلل در آن كم نيست ، با اين همه پشتوانههايى نيز دارد :
--> ( 1 ) . تفسير طبرى ، 3 / 131 ؛ معانى القرآن فراء ، 1 / 394 ؛ تفسير قرطبى ، 2726 ؛ تفسير ابن كثير ، 3 / 474 ؛ تفسير المنار ، 9 / 180 ؛ تفسير نسفى ، 3 / 63 . ( 2 ) . حسين ذو الفقار صبرى ، « تورات اليهود » ، المجلّه ، شمارهء 157 ، ژانويهء 1970 م ، 19 - 20 . ( 3 ) . تفسير قرطبى ، 2726 ؛ تفسير بيضاوى ، 4 / 29 . ( 4 ) . I . Epstein , Judaism ( PenguinBooks ) , 1979 , p . 168 . ( 5 ) . محمد فؤاد شبل ، همان ، 87 ؛ نيز : تفسير قرطبى ، 4232 ؛ الدر المنثور سيوطى ، 5 / 119 - 120 .