محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
376
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
است ، دين آنان را دگرگون كرده و دينى تازه به آنان داده ، ناگزير اين فرضيه پيش مىآيد كه چه بسا آن دين تازه كه موسى به يهوديان داده ، دين مصرى بوده است . « 1 » اينجاست كه فرويد دين « آتونى » مصرى را با دين يهودى ، نيز آيين ختنه در ميان مصريان و يهوديان را با هم مىسنجد و همهء اينها را به مصرى بودن موسى بازمىگرداند ، سپس از زبان مورخ معروف يهودى « يوسف بن متى » مىآورد كه او در كتاب خويش « تاريخ كهن يهود » ، موسى را فرماندهء سپاه مصر شمرده و گفته است : او در يكى از يورشهاى پيروزمندانهء سپاه مصر به حبشه ، فرماندهى سپاه مصر را به دست داشته است . « 2 » فرويد سپس افزوده است كه چه بسا يوسف بن متى ، در اين گزارشها و ديدگاهها به نصوص و نوشتههايى جز آنچه در تورات آمده ، دسترسى داشته است . « 3 » در اينجا نشانهء ديگرى نيز در پيوند با موسى هست كه جا دارد به طور ويژه بدان بپردازيم و آن اين كه گفتهاند : موسى كند زبان بوده و نمىتوانسته رسا و گويا سخن بگويد . در اين باره در تورات مىخوانيم : « پس موسى به خداوند گفت : اى خداوند ، من مردى فصيح نيستم ، نه در سابق و نه از وقتى كه به بندهء خود سخن گفتى ، بلكه كند زبانم ، خداوند گفت : كيست كه زبان به
--> ( 1 ) . S . Freud , op - cit , p . 17 - 18 . ( 2 ) . دربارهء اين يورش ، مورخ يهودى ، يوسف بن متى بىهيچ سندى ، در داستانى كه آشكارا برساخته مىنمايد ، مىگويد : موسى به درخواست شاه و شهبانويى كه او را به پسرى گرفته بودند ، پيشوايى اين يورش را پذيرفت و اين يورش از پى يورش كوبندهء مردم نوبهء عليا بر مصر بود ، در اين يورش نوبيان ، مصريان را به سختى شكست دادند و تا دوردستها ، تا كنار دريا دنبال كردند ، در اين جا مصريان به اين انديشه افتادند كه فرماندهى سپاه را به موسى دهند و او نيز پذيرفت و اين پذيرش هم كاهنان مصرى و هم اسرائيليان را بسيار شاد ساخت ، چرا كه كاهنان مىپنداشتند ، به اين شيوه با يك تير دو نشان مىزنند ، هم از دست موسى رها مىشوند و هم از دست نوبيان ، اسرائيليان نيز مىپنداشتند كه به اين شيوه از چنگ مصريان مىگريزند . بارى به گزارش يوسف يهودى ، موسى با دليرى و تدبيرى سنجيده مىتواند بر نوبيان چيره گردد . به اين گونه كه نه از راه نيل كه از راه خشكى به سراغ آنان رفت ، راهى كه پر از مارهاى پرنده بود و موسى با همراه بردن شمارى از پرندگان شكارى كه دشمن اينگونه مارها بودند توانست از آن صحرا به آسانى بگذرد و چون به نوبيان رسيد و خواست بر آنان يورش آورد ، دختر پادشاه نوبيان او را ديد و شيفتهاش شد و گفت : اگر او را به زنى بگيرد ، شهر را به دو مىسپارد و موسى نيز پذيرفت و چنان كرد ( بنگريد به : احمد عبد الحميد ، همان 93 - 94 ؛ نيز : Josephus . BookII , Chapter , XIW ; WHIStON , op - cit , p . 77 F . ( 3 ) . S . Freud , op - cit , p . 32 .