محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
377
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
انسان داد و گنگ و كر و نابينا را كه آفريد ؟ آيا نه من كه يهوه هستم ، پس الان برو و من با زبانت خواهم بود و هر چه بايد بگويى تو را خواهم آموخت ، موسى گفت : استدعا دارم اى خداوند كه بفرستى به دست هر كه مىفرستى ، آنگاه خشم خداوند بر موسى مشتعل شد و گفت : آيا برادرت هارون لاوى را نمىدانم كه او فصيح الكلام ( - گشاده زبان ) است . و اينك او نيز به استقبال تو بيرون مىآيد و چون تو را ببيند در دل خود شاد خواهد گرديد و به دو سخن خواهى گفت و كلام را به زبان وى القا خواهى كرد و من با زبان تو و با زبان او خواهم بود و آنچه بايد بكنيد شما را خواهم آموخت و او براى تو به قوم سخن خواهد گفت و او تو را به جاى زبان خواهد بود » . « 1 » از اين گزارش تورات پيداست كه موسى از كند زبانى و نارساگويى خود رنج مىبرده و از اين روى چنين بايسته ديده كه در گفتوگوى با فرعون - كه بدان فرمان يافته بود - نيز در گفتوگو با قوم خود ، از برادرش هارون ، كه گشاده زبان بوده است ، يارى بخواهد . نكتهاى كه قرآن نيز در اين آيهها بدان اشاره دارد : « [ خداوند موسى را فرمود ] به سوى فرعون برو كه او از در سركشى درآمده است . [ موسى ] گفت : پروردگارا ، سينهء مرا گشاده كن و كار مرا آسانى ساز و گره از زبانم بازگشا تا سخنم را دريابند و از خانوادهام برايم دستيارى بگمار ، برادرم ، هارون را و با او پشتم را نيرو بخش و او را در كارم انباز كن تا تو را بسيار سپاس گوييم و فراوان ياد كنيم . همانا كه تو بر كار و بار ما بينايى [ خداوند ] فرمود : اى موسى ، به خواستهات رسيدى » . « 2 » بارى ، كندزبانى موسى را كه در گزارش تورات آمده ، مىتوان از دو ديدگاه نگريست و دو برداشت جداگانه از آن به دست داد : يعنى همانگونه كه مىتوان گفت اين گزارش گوياى يك حقيقت تاريخى است و نشانگر يكى از ويژگىهاى جسمانى موسى ، يعنى اين كه او به راستى ، به دشوارى سخن مىگفته است و زبانش گير مىكرده ، مىتوان از ديدگاهى ديگر كه مهمتر نيز هست ، بدان نگريست و به ويژه با پيش چشم داشتن احتمال دستكارى و ديگرگونى در گزارشهاى تورات از آن چنين برداشت كرد كه موسى به زبان ديگرى جز زبان بنى اسرائيل
--> ( 1 ) . سفر خروج ، 4 : 10 - 15 . ( 2 ) . « اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى * قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي * هارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي * كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً * وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً * إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً * قالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى » ( سورهء طه ، آيات 24 - 36 ) ؛ نيز بنگريد به : تفسير قرطبى ، 3231 - 3234 .