محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
375
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
موسى نيز مصرى باشد « 1 » و خود پاسخ داده كه شايد از اين روى بوده كه آنان گزارشهاى تورات را كه موسى را اسرائيلى و نه مصرى مىداند ، مقدس و بىچند و چون مىپنداشتهاند و شايد از اين روى كه مىديدهاند موسى را مصرى و نه عبرى و اسرائيلى دانستن ، ديدگاهى است كه به دشوارى مىتوان تصور و تصديق كرد . و به هر روى آنان با اين كه همه مصرى بودن نام موسى را پسنديده و پذيرفتهاند ، اما از آن به مصرى بودن خود موسى راه نيافتهاند . « 2 » در اينجا فرويد اين نكته را پيش مىآورد كه اگر ما بپذيريم موسى نه اسرائيلى كه مصرى بوده است با دو پرسش و دشوارى تازه روبهرو خواهيم بود كه بايد پاسخى براى آنها بيابيم : نخست اين كه موسى به هر روى پيشواى اسرائيليان بوده است - اسرائيليانى كه در مصر بيگانه بودهاند - چه خود او پيشوايى آنان را به دست گرفته باشد و چه از سوى آنان به پيشوايى گزيده شده باشد ، از اين روى چگونه مىتوان پذيرفت كه يك آريستوكرات اصيل و نجيب زادهء مصرى ، كه چه بسا فرمانده يا كاهن يا كاردار بزرگى نيز بوده است ، به خود اجازه داده كه بيايد . پيشوايى گروهى بيگانه و عقب افتاده و دور از تمدن را به دست گيرد و با آنان از مصر بيرون رود ، با اين كه مىدانيم مصريان ديگر ملتها را به چيزى نمىگرفتهاند و به ديدهء خردى و خوارى در آنان مىنگريستهاند . و همين بينش چنان كارى را از سوى موسى ناپذيرفتنى جلوه مىدهد ، و همينهاست كه از ديدگاه فرويد ، پژوهشگرانى را كه نام موسى را مصرى و خود او را به همهء آداب و حكمتهاى مصرى آراسته مىدانند ، از اين كه خود او را نيز مصرى بشمارند ، بازداشته است . اين يك دشوارى ؛ و دشوارى دوم اين كه نبايد از ياد برد كه موسى تنها پيشواى سياسى يهوديانى كه در مصر مىزيستند ، نبود ، بلكه يك آموزگار و دينآور نيز بود ، كسى بود كه آنان را به پذيرش دينى تازه واداشت ، دينى كه امروزه نيز به نام او « دين موسى » خوانده مىشود ، در اينجاست كه فرويد اين پرسش را پيش مىآورد كه آيا يك كس مىتواند به اين آسانى دينى تازه بياورد و بنياد نهد ؟ گذشته از اين ، آيا هرگاه كسى بخواهد دين ديگران را ديگرگون كند ، مگر طبيعىتر اين نيست كه بكوشد تا آنان را به دين خود درآورد ؟ و نمىتوان گفت يهوديان در مصر كه بودهاند دينى نداشتهاند ، بىگمان براى خود دينى داشتهاند ، از اين روى اگر موسى كه مصرى
--> ( 1 ) . اعمال رسولان ، 7 : 22 . ( 2 ) . S . Freud , op - cit , p . 5 - 6 .