محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
374
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
دوم : دومين چيزى كه نشان مىدهد آن گزارش ريشهسازى درست نيست ، اين است كه امروزه كم و بيش آشكار شده است كه موسى از آب نيل گرفته نشده است ، « 1 » و شايد منظور « فرويد » از نيل يكى از شاخههاى نيل در دلتاى شرقى بوده كه كاخ فرعون در آن روزگاران در آنجا بوده است . به هر روى ديرگاهى است كه بسيارى از پژوهشگران نام موسى را كه - به معنى پسر يا كودك است و برگرفته از ريشهاى به معنى ولادت - به ريشههايى از زبان مصرى كهن بازگرداندهاند . يكى از اينان پژوهشگر بزرگ آمريكايى « جيمز هنرى بريستد » است كه مىگويد : بايد در نظر داشت كه واژهء موسى ، نامى مصرى است بلكه همان واژه « مس » ) Mose ( مصرى به معنى كودك است و « مس » خود كوتاه شدهء نامى مركب و چند بخشى از گونهء « آمون مس » ( - كودك آمون ) ، « پتاح مس » ( كودك پتاح ) و . . . است و اين نامهاى چند بخشى نيز خود كوتاه شدهء عبارتهايى از اين دستاند : « آمون كودكى بخشيد » يا « پتاح كودكى بخشيد » و كمكم همين نام - جملههايى كه به عنوان نام به كار رفتهاند ، كه كاربردشان به عنوان نام دشوار و دراز بوده است ، تا آسانتر و هموارتر بر زبان آيند ، به « كودك » ( - مس ) كوتاه شدهاند . و ما چنين نامى يعنى « مس » به معنى كودك را در آثار و اسناد كهن مصر فراوان مىبينيم و بىگمان پيش از نام موسى نيز نام يكى از خدايان مصر مانند آمون يا پتاح يا . . . بوده است كه كمكم به شيوهء ياد شده - شيوهاى كه در همهء زبانها كاربرد فراوانى دارد - كوتاه شده و به گونهء « مس » و سرانجام به گونهء « موسى » درآمده است . « 2 » و فرويد در تعليق و ياداشتى بر اين سخن « بريستد » با شگفتى مىپرسد كه چرا « بريستد » پارهاى از نامهاى چند بخشى مصرى را كه فراهم آمده از « مس » و نام خدايى هستند ، ناديده گرفته است . نامهايى چون « احمس » ( فراهم آمده از ايعح + مس ) ، « تحوتمس » ( فراهم آمده از تحوت + مس ) و « رامسس » ( فراهم آمده از را + مس + سو ) سپس با شگفتى مىپرسد كه چرا يكى از اين همه پژوهشگرانى كه نام موسى را نام مصرى دانستهاند « 3 » ، حتى « بريستد » كه مىگويد : موسى به همهء حكمتها و آداب مصرى آراسته بود ، به اين انديشه نيفتادهاند كه خود
--> ( 1 ) . S . FREUD , op - cit , p . 4 . ( 2 ) . J . H . Breasted , The Dawn of Conscience , , N . Y , 1939 , p . 350 . ( 3 ) . S . Freud , op - cit , p . 5 .