محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

366

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

خود خدا آسيب ديده و شكست خورده است « 1 » و از اين روى بر اوست تا همهء نيرو و توان خويش را در راه پيروزى و پايدارى اين امت برگزيده مايه گذارد و از اينجاست كه هرگاه اين امت به جنگى برخيزد ، او نيز در كنار آنان و يا به جاى آنان مىجنگد و دشمنان را از پيش روى آنان مىتاراند و نابودى آنان را به دست اينان آسان مىسازد و كشتار و نابودى آنان و يغما و ويرانى شهرهاشان را براى اينان روا مىشمارد . « 2 » بارى پادشاه ادومى اجازه نداد تا بنى اسرائيل از سرزمين ايشان گذر كنند ، از اين روى آنان ناگزير راهى دشوار در بيابان را برگزيدند و به گفتهء تورات ، از كوه « هور » به راه درياى قلزم ( سوف ) « 3 » كوچ كردند تا سرزمين ادوميان را دور زنند ، « 4 » و اينجا بود كه اسرائيليان ناگزير شدند از شرق اردن به اين سوى و آن سوى بروند ، بىآن كه بتوانند خود را به غرب اردن برسانند و بىآن كه هيچ يك از قبيله‌هايى كه در آن بيابان‌ها مىزيستند ، به آنان روى خوشى نشان دهند . به هر روى سرانجام آنان به « موآب » در شمال « ادوم » رسيدند و به گفتهء تورات : « در عين عباريم » « 5 » در بيابانى كه در مقابل موآب به طرف طلوع آفتاب است ، اردو زدند و از آنجا كوچ كرده به وادى « زارد » « 6 » اردو زدند و از آنجا كوچ كرده به آن طرف « ارنون » « 7 » كه در بيابان

--> ( 1 ) . عاموس عبد المسيح ، دراسة فى عاموس ، ترجمهء حارث قريصه ، قاهره ، 1966 م ، 18 . ( 2 ) . عبده راجحى ، همان ، 47 ؛ سفر تثنيه ، 9 : 3 . ( 3 ) . گويا خواستهء تورات در اينجا از درياى سوف ( درياى قلزم ) ، خليج عقبه باشد و نه دريايى كه در مصر براى موسى شكافته شد و آن نيز در سفر خروج ( 13 : 17 - 18 ) درياى سوف ( قلزم ) ناميده شده است ، به ويژه كه در سفر اول پادشاهان ( 9 : 26 ) مىخوانيم : « و سليمان پادشاه در عصيون جابر كه به جانب ايلوت بر كنارهء درياى قلزم در زمين ادوم است ؛ كشتىها ساخت » و اين خود نشانى است كه درياى قلزم در دو جاى ياد شده ( سفر اعداد ، 21 : 4 ؛ اول پادشاهان ، 9 : 26 ) نيز خليج عقبه است . ( 4 ) . سفر اعداد ، 21 : 4 . ( 5 ) . عباريم نام سلسله كوه‌هايى در شرق اردن است و از اين روى كه در كنارهء رودخانه جاى دارند ، بدين نام خوانده شده‌اند ، اين كوه‌ها از وادى قفرين در شمال تا وادى زرقا و وادى حسا در جنوب گسترده‌اند و چندين قله دارند كه يكى از آن‌ها همان قلّه « نبو » است ، جايى كه موسى ، يشوع و عجلون به خاك سپرده شده‌اند . ( 6 ) . « زارد » واژه‌اى عبرى است به معنى شكوفايى و درخشندگى و در اينجا نام چشمهء آبى است كه از كوه عباريم بيرون مىجوشد و به بخش جنوب شرقى بحر الميت مىريزد و مرز طبيعى ميان ادوم و موآب بوده است و امروزه وادى حسا خوانده مىشود ( قاموس الكتاب المقدس ، 1 / 421 - 422 ) . ( 7 ) . « ارنون » نام رودى در اردن هاشمى است كه امروزه « الموجب » خوانده مىشود و فراهم آمده از آب چند وادى است ، يكى « ولد » كه از شمال شرقى مىآيد و ديگر « عنقيله » كه از شرق مىآيد و « سيل الصعده » كه از