محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
344
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
آيا از دستور من سرمىپيچى ؟ [ و سر و ريش برادر را گرفت ] هارون گفت : اى پسر مادرم ! سر و ريش مرا ول كن ، مىترسيدم كه بگويى بنى اسرائيل را از هم پراكنده ساختى و فرمان مرا پاس نداشتى » . « 1 » گفتنى است كه تورات در اين بخش از داستان موسى سخت لغزيده و به بيراهه رفته است ، چرا كه سازندهء گوساله و گمراهكنندهء اسرائيليان در نبود موسى را نه سامرى كه هارون گفته است « 2 » و من ماندهام كه نويسندگان تورات چگونه فراموش كردهاند كه هارون ، برادر موسى ، خود پيامبر خدا و فرستادهء پروردگار است و ياور و همكار موسى و نماينده و جانشين اوست [ و چنين برگزيدهء بزرگوارى به هيچ روى نمىتواند گوسالهاى بسازد و مردمى را كه خود و برادرش با هزار دشوارى به خدا خواندهاند ، به بتپرستى بخواند ] ، ولى چه مىتوان كرد كه اسرائيليان همواره از تباهى و تباهكاران - هر چند سامرى باشد - هوادارى مىكنند و باكى ندارند تا دربارهء كسانى چون هارون چنين ياوههايى برسازند ، هارونى كه در زبان قرآن از او اين گونه ياد شده است : « در اين كتاب از موسى ياد كن ، همانا كه او ويژه شدهء ما بود و پيامبر و برگزيده بود ، او را از سوى طور آواز داديم و به هم رازى خود نزديك ساختيم و از روى مهرى كه به او داشتيم برادرش هارون پيامبر را به او بخشيديم » « 3 » ؛ « همانا كه ما بر موسى و هارون منت و نعمت داديم و آن دو و قومشان را از اندوهى بزرگ رهانيديم و آنان را يارى و پشتيبانى كرديم و آنان بودند كه پيروز شدند و كتابى روشنگر بدانان داديم و به راه راست رهنمونشان كرديم و نام نيك آنها را در ميان ديگران برجاى نهاديم ، درود بر موسى و هارون ، ما اينگونه نيكوكاران را پاداش مىدهيم ، همانا كه آنان از بندگان مؤمن ما باشند . » « 4 »
--> ( 1 ) . « قالَ يا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا * أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي * قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي ( سورهء طه ، آيات 92 - 94 ) . ( 2 ) . سفر خروج ، 32 : 1 - 24 . ( 3 ) . « وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا * وَ نادَيْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا * وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هارُونَ نَبِيًّا » ( سورهء مريم ، آيات 51 - 53 ) ؛ نيز سورههاى طه ، 29 - 36 ؛ شعرا ، 12 - 17 ؛ قصص ، 34 - 35 . ( 4 ) . « وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلى مُوسى وَ هارُونَ * وَ نَجَّيْناهُما وَ قَوْمَهُما مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ * وَ نَصَرْناهُمْ فَكانُوا هُمُ الْغالِبِينَ * وَ آتَيْناهُمَا الْكِتابَ الْمُسْتَبِينَ * وَ هَدَيْناهُمَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ * وَ تَرَكْنا عَلَيْهِما فِي الْآخِرِينَ * سَلامٌ عَلى مُوسى وَ هارُونَ * إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * إِنَّهُما مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ » ( سورهء صافات ، آيات 114 - 122 ) .