محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

333

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

معجزه‌هاى تو با آن خواهد بود و موسى آن را برداشت و در انبان خويش نهاد . زمخشرى گفته است : دور نيست كه « ال » در « الحجر » ، نه نشانهء عهد ، بلكه نشانهء جنس باشد ، يعنى چوبدستت را بر سنگ بزن ، هر چه نامش سنگ باشد و نه سنگى ويژه . حسن بصرى نيز بر اين است كه آن سنگ ، سنگى ويژه نبوده است و اين با معجزه‌گرى و قدرت‌نمايى سازوارتر است و موسى چوب را به سنگ مىزد ، چشمه‌ها مىجوشيد ، دوباره مىزد فرو مىخشكيد ، به هر روى جوشش چشمه‌ها از سنگ به شيوهء معجزه بوده است و سنگى كه چشمه‌ها از آن مىجوشيده ، سنگى سخت و ستبر بوده است . سنگى كه كسى چنين چيزى را از آن چشم نمىدارد ، و از اين روى معجزه بودن آن آشكارتر و انكار ناپذيرتر بر چشم دل مىنشسته است . « 1 » 3 . بنى اسرائيل و عمالقه به گزارش تورات ، اسرائيليان در « رفيديم » با عمالقه برخورد مىكنند و در آنجاست كه بر سرعت به دست آوردن تنها نوار آباد در صحراى سينا - كه « وادى فيران » امروزى است - پيكارى سخت ميان آنان درمىگيرد . « 2 » از تورات بشنويم : « پس عماليق آمده در رفيديم با اسرائيل جنگ كردند و موسى به يوشع گفت : مردان براى ما برگزين و بيرون رفته با عماليق مقاتله نما و بامدادن من عصاى خدا را به دست گرفته ، بر قلّهء كوه خواهم ايستاد . پس يوشع به طورى كه موسى او را امر فرموده بود ، كرد تا با عماليق محاربه كند و موسى و هارون و حور بر قلّهء كوه برآمدند و واقع شد كه چون موسى دست خود را برمىافراشت ، اسرائيل غلبه مىيافتند و چون دست خود را فرو مىگذاشت ، عماليق چيره مىشدند . و دست‌هاى موسى سنگين شد ، پس آنان سنگى گرفته ، زيرش نهادند كه بر آن بنشيند ، و هارون و حور يكى از اين طرف و ديگرى از آن طرف دست‌هاى او را برمىداشتند و دست‌هايش تا غروب آفتاب

--> - كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، همانند آنان نباشيد كه موسى را آزار دادند و خداوند او را از آنچه دربارهء او گفتند پاك ساخت و او نزد خدا آبرومند بود . » ( صحيح بخارى ، 6 / 312 ) . ( 1 ) . تفسير طبرى ، 1 / 306 - 309 ؛ الكشاف ، 1 / 107 ؛ تفسير نسفى ، 1 / 50 ؛ تفسير ابى سعود ، 1 / 180 ؛ مختصر تفسير ابن كثير ، 1 / 69 ؛ صفوة التفاسير ، 1 / 62 - 64 . ( 2 ) . W . F . Petrie , EgyptandIsrael , 1925 , p . 4 .