محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
330
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
- بارى در سينا اين قسم خوراكىها بىهيچ دشوارى براى آنان فراهم بود ، اما آنان بدين نعمتهاى خداداد خرسند نبودند و از در بهانهگيرى درآمدند . « 1 » آشكار است كه اينها نشانگر دون همتى اسرائيليان است كه زندگى در سايهء سياه بردگى و بيگارى و در كنار ديگهاى گوشت را از آزادگى و آزاده زيستن بيشتر مىپسنديدهاند و آن خردى و خوارىها را بر اين بزرگى و بزرگوارىها برمىگزيدهاند . از تورات بشنويم : « و تمامى جماعت بنى اسرائيل در آن صحرا بر موسى و هارون شكايت كردند و بنى اسرائيل بديشان گفتند : كاش كه در زمين مصر به دست خداوند مرده بوديم ، وقتى كه نزد ديگهاى گوشت مىنشستيم و نان را سير مىخورديم ، زيرا كه ما را بدين صحرا بيرون آورديد تا تمامى اين جماعت را به گرسنگى بكشيد » « 2 » و در جاى ديگر شكوهكنان آنچه را از خوردنىها در مصر داشتهاند ، برمىشمرند و به رخ موسى مىكشند : « و بنى اسرائيل باز گريان شده ، گفتند : كيست كه ما را گوشت بخوراند ، ماهى را كه در مصر مفت مىخوريم و خيار و خربزه و تره و پياز و سير را به ياد مىآوريم ، و از آن جان ما خشك شده و چيزى نيست و غير از اين « من » چيزى در نظر ما نمىآيد . » « 3 » در قرآن كريم نيز از اين بهانهگيرىها ، چنين ياد شده است : « آن گاه كه گفتيد : اى موسى ، ما نمىتوانيم هر روز يك خوراك را برتابيم ، پس از پروردگارت بخواه تا براى ما از آنچه بر زمين مىروياند برآورد ، از سبزى و خيار و سير « 4 » و عدس و پياز . گفت : آيا چيزى را كه پستتر است مىخواهيد جايگزين چيزى كنيد كه بهتر است ؟ به شهر درآييد كه آنچه مىخواهيد آنجا هست ، و خوارى و نادارى بر آنان رقم خورد و سزاى خشم خدا گشتند ، از اين روى كه نشانههاى خدا را ناديده مىگرفتند و پيامبران را به ناروا مىكشتند ، و اين [ كيفر ] تباهكارىها و سركشىهاى آنان بود » . « 5 »
--> ( 1 ) . احمد عبد الحميد يوسف ، همان ، 128 - 129 ؛ نيز : Meinert ziragen , Nicoll's Birds Egypt , p . 41 , 468 - 469 . ( 2 ) . سفر خروج ، 16 : 2 - 3 . ( 3 ) . سفر اعداد ، 11 : 4 - 6 . ( 4 ) . « سير » ترجمهء « فوم » است كه برخى از مفسران ، آن را گندم نيز گفتهاند . و فخر رازى بر اين است كه اگر آن را سير بگيريم هم از گندم با عدس و پياز هماهنگتر است و هم با قرائت ابن مسعود كه آن را « ثوم » ( - سير ) خوانده است . ( تفسير نسفى 1 / 51 ؛ تفسير قرطبى 1 / 425 ؛ صفوة التفاسير 1 / 64 ) . ( 5 ) . « وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ