محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

313

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

بنى اسرائيل نزد او بازگشته ، با او سخن گفته است ، [ تا شايد بدين شيوه بتواند او را از راهى كه پيش گرفته بود ، بازدارد ] ، از قرآن بشنويم : « آيا كودك كه بودى ما تو را پرورش نداديم ، تو ساليان عمرت را در ميان ما به سر آوردى و پس از آن كار نادرستى كه كردى [ تو را بخشيديم ] و اينك از ناسپاسان شده‌اى ؟ [ موسى در پاسخ ] گفت : آن كار را آن روزگار كه از بيراهان بودم ، انجام دادم و چون از شما ترسيدم ، گريختم و اينك پروردگار حكم و حكمت به من بخشيده و مرا از پيامبران گردانده است و آيا اين كه اسرائيليان را به بردگى گرفته‌اى ، بخشش و بزرگوارى تو است كه آن را به رخ من مىكشى . » « 1 » بارى ، بر پايهء همهء آنچه تا كنون در اين باره گفته آمد ، من چنين مىپندارم كه درست‌ترين ديدگاه در اين باره ، همين ديدگاهى است كه خروج اسرائيليان را در روزگار مرپنتاح مىداند و او را همان فرعون موسى مىشمارد ، ما همين ديدگاه را درست‌تر مىدانيم و البته براينيم كه خروج اسرائيليان در سال پايانى فرمانروايى او بوده است و نه در سال پنجم كه برخى بر آنند ، خواه اين سال پايانى - چنان كه بيشتر مورخان گفته‌اند ، دهمين سال فرمانروايى او باشد ( 1214 ق . م ) و خواه چنان كه گروهى گفته‌اند - هشتمين سال ( 1216 ق . م ) و اين كه ما بر سال پايانى پاى مىفشاريم ، از اين روست كه به گزارش تورات « 2 » و قرآن « 3 » ، آن گاه كه به هنگام خروج اسرائيليان آنان را دنبال كرد و از پى آنان به دريا رفت ، غرقه شد ، اگرچه قرآن اين افزونى را نيز دارد كه خداوند ، پيكر فرعون را از آب بيرون افكند تا چونان مايهء عبرتى براى آيندگان هم‌چنان باقى بماند ، آنجا كه فرمود : « امروز پيكر تو را از آب برمىآوريم ، تا براى آيندگان مايهء عبرتى باشى » « 4 » و اين مايهء عبرت بودن تنها براى يك يا دو نسل پس از او نبود بلكه در درازاى سده‌هاى بسيار ، براى ده‌ها نسل و تبار ، مايهء عبرت بود ، چرا كه مصريان كه - با قدرتى خدادادى - از دانشى گسترده برخوردار بودند ، راز موميايى را به خوبى مىدانستند ، [ و از اين راه پيكر او را تا چند هزاره پيش چشم عبرت‌پذيران نهادند . ] « 5 »

--> ( 1 ) . « قالَ أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ * وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ * قالَ فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ * فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ » ( سورهء شعراء آيهء 18 - 22 ) . ( 2 ) . سفر خروج ، 14 : 26 - 31 ، 15 : 1 - 5 ؛ رساله به عبرانيان ، 5 : 29 . ( 3 ) . بنگريد به سوره‌هاى : بقره ، 50 ؛ اعراف ، 136 ؛ يونس ، 90 - 92 ؛ طه ، 78 ؛ شعراء ، 63 - 66 و . . . ( 4 ) . « فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً » ( سورهء يونس ، آيهء 92 ) . ( 5 ) . احمد عبد الحميد يوسف ، همان ، 124 .