محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

314

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

و بدين‌گونه اگر خروج بنى اسرائيل را در سال پايانى فرمانروايى مرنپتاح بدانيم ، تا اندازهء بسيارى مىتوانيم رويدادهاى كهن را با آنچه در همين باره در تورات و قرآن آمده است ، هماهنگ سازيم ، و اين بسيار پسنديده و سنجيده‌تر است از به دست دادن تفسيرى پذيرفتنى دربارهء پيروزى مرنپتاح و نوشته شده بر لوحه‌اى نه از او كه از « آمنحوتپ » سوم يكى از پيشينيان او ، چرا كه اوست كه به مرگى بىهنگام و ناگهانى مرده است . اين كه آن لوح ، تاريخ اين خروج را در سال پنجم فرمانروايى مرنپتاح دانسته ، آشكارا با تورات و قرآن ناسازگار است ، زيرا پيامد آن چنين مىشود كه فرعون پس از خروج اسرائيليان از مصر ، زنده مانده و زيسته باشد . « 1 » گذشته از اين كه تاريخ يورش او به سوريه نيز در آن لوح سال سوم فرمانروايى او دانسته شده است . اما اين كه تاريخ نوشتن لوح نيز همان سال پنجم شمرده شده ، چه بسا از اين روى باشد كه نويسنده‌اى كه آن را پس از غرق شدن فرعون نوشته ، مىخواسته است از اين راه خاطرهء پيروزى او را بر ليبياييان و ديگر هم پيمانان آنان از قبيله‌هاى « قحهق » و « مشوش » و پنج قبيلهء ساحل‌نشين كه دستشان را از مصر كوتاه كرده بود ، زنده نگه دارد . 6 . ديگر ديدگاه‌ها گفتنى است كه بجز پنج ديدگاه ياد شده دربارهء تاريخ خروج اسرائيليان از مصر ، دربارهء فرعون موسى ، ديدگاه‌هاى ديگرى نيز هست ، از همه برجسته‌تر : 1 . احمد عبد الحميد يوسف ، فرعونى را كه خروج بنى اسرائيل در روزگار او بوده است ، نه خود مرنپتاح كه « يستى مرنپتاح » ( - سيتى دوم ) مىداند . پشتوانهء او در اين ديدگاه يكى گزارش نامهء مرزبان ياد شده است كه از ديد او نشانگر نظم و آرامش در مرزهاى شرقى است و ديگر اين كه نيروهاى نظامى فرعون در روزگار مرنپتاح در آن سرزمين‌ها با توانايى بر اوضاع و احوال دست داشته‌اند و رفت و آمدهاى شهروندان و بيابان‌زيان از ديد كنترل و مراقبت آنان پنهان نبوده است ؛ و سوم اين كه موميايى مرنپتاح نشان مىدهد كه او در سن و سالى مرده

--> ( 1 ) . دكتر سليم حسن در كتابش ( مصر القديمة ، 7 / 135 ) بر اين است كه فرعون در آن رويداد نبايد مرده باشد ، چه پذيرفتنى نيست كه او با كالسكه‌اش و همراهانش در آبى اندك و كم‌عمق غرق شده باشند . به گمان بسيار از پى فرو رفتن اسب و كالسكه در گل‌ولاى او بيهوش بر زمين افتاده است . از قرآن نيز بر نمىآيد كه او غرق و مرده باشد . پيداست كه اين ديدگاه سليم حسن افزون بر اين كه با ديدگاه همهء مفسران ناسازگار است ، تفسيرى تكلف‌آميز از متون مقدس و برداشتى نسنجيده از آن‌ها نيز هست .