محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

279

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

در اينجا فرويد از دين اخناتون سخن مىگويد و آن را با دين عبرانيان مىسنجد و نمايى از باور خورشيد پرستى را از آغاز پيدايىاش تا روزگار اخناتون ( 1367 - 1350 ق . م ) پيش روى مىگذارد . سپس از يكتاپرستى فرعون سخن مىگويد و از سروده‌ها و ترانه‌هاى او در ستايش خداى يگانه - خورشيد - ياد مىكند . « 1 » و اين كه او خورشيد را آفريدگار و پاسدار همهء هستى مىدانسته است ، و اين كه سوز و شورهايى كه چند قرن بعد در مزامير ، در ستايش « يهوه » خداى يهوديان آمده است ، بازتاب‌هايى از شور و سوزهاى ترانه‌هاى او در ستايش خورشيد است ، « 2 » و اين كه اگر اخناتون خورشيد را مىپرستيده ، آن را بىگمان پديده‌اى مادى نمىشمرده است ، بلكه آن را پديده‌اى ماورايى و مقدس مىدانسته است ، كه اين پرتوها و نورها بازتابى از توان بىكران او هستند - اين را پيش‌تر نيز پژوهشگرانى چون « ارمان » ، « بريستد » ، « هال » و . . . گفته بودند « 3 » - گذشته از اين‌ها اخناتون چيز ديگرى را نيز بر انديشهء خداباورى افزود : طبيعت و سرشت ويژهء خدا كه يگانگى او از آن برمىخاست . و از اينجاست كه در ستايش‌هاى خود مىگفت : « خدايا تو همان يگانه‌اى هستى كه با او خداى ديگرى نيست » . « 4 » و از اين روى بود كه پرستش‌گاه‌هاى ديگر خدايان را در همهء مصر بست و دارايىهاى آنها را به خزانه ريخت و آيين و مراسم آنها را تعطيل و دكان كاهنان را بىرونق كرد . و تا آنجا پيش رفت كه فرمان داد همهء آثار و بناها را بررسى كنند و هر جا واژهء « خدايان » را - در ساختار جمع - در نقش و نوشته‌اى ديدند ، بتراشند و پاك كنند ، چرا كه خدايانى در كار نيست و خدا يگانه است . « 5 » نيز جادوگرى و اسطوره‌خوانى را حرام ساخت و روا نداشت كه ديگر پيكره‌اى براى خداى بزرگ « آتون » ( - خورشيد ) ساخته شود . « 6 » چرا كه خداى راستين ، پيكرهء مادى و چهرهء جسمانى ندارد ، نيز فرمان داد تا شكل نمادين خداى خورشيد را ديگرگون سازند و آن

--> ( 1 ) . دربارهء خورشيد پرستى پيش از اخناتون ، نيز دربارهء يكتاپرستى اخناتون و سرودهاى او ، بنگريد به : محمد بيومى مهران ، اخناتون ، 295 - 315 ، 327 - 382 . ( 2 ) . S . Freud , op - cit , p . 21 . ( 3 ) . محمد بيومى مهران ، اخناتون ، 349 - 350 ؛ ادولف ارمان ، ديانة المصر القديمة ، 125 - 146 ؛ نيز : H . R . Hall , op - cit , p . 298 - 300 ; S . Freud , op - cit , p . 21 - 22 . ( 4 ) . J . H . Breasted , The Dawn of Consciencen , N . Y . 1939 , p . 278 - 280 . ( 5 ) . آدولف ارمان ، همان 133 - 138 ؛ نيز : S . Freud , op - cit , p . 22 ; J . H . Breasted , op - cit , p . 180 . ( 6 ) . A . H . Gardiner , op - cit , 227 .