محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
263
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
1 . بودن نامهاى كنعانى در ميان هيكسوسيان ، به اين معنى نيست كه يهوديان كنعانىاند . اگرچه يهوديان و كنعانيان ، هر دو ، تبارى سامى دارند . البته تورات از روى انگيزههاى دينى و سياسى كنعانيان را سامى نمىداند . « 1 » با اين كه آنان ( - يهوديان ) از پيوندهاى زبانى و تبارى خود با كنعانيان آگاه بودند . « 2 » 2 . عبرانيان پيش از سال هزار پيش از ميلاد ، زبانى ويژهء خود نداشتهاند ، چرا كه پيش از آمدن به فلسطين به زبان آرامى سخن مىگفتهاند و پس از آن به زبان كنعانى ، گذشته از اين كه زبان عبرى خود آميزهاى از زبان آرامى و كنعانى و بسيارى از ديگر زبانهاى سامى و غير سامى است . « 3 » از اين روى چنين زبانى را دليل پيوند و يگانى يهوديان و هيكسوسيان دانستن ، گمراهكننده است و نشانهء چنان پيوندى نمىتواند باشد . 3 . گفتهاند يهوديان الاغ را مىپرستيدند ، بىگمان سخنى بىپايه است ، چرا كه مىدانيم يهوديان پيش از آمدن به مصر يكتاپرست بودهاند و پيرو دين ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ، چنان كه در قرآن از زبان يوسف خواندهايم كه : « من از دين پدرانم ابراهيم ، اسحاق و يعقوب پيروى مىكنم . ما را نمىرسد كه به هيچ روى به خدا شرك ورزيم ، و اين فضل و بخشايش خدا بر ما و بر مردم است اما بيشتر مردم سپاس نمىگزارند » ، « 4 » از اين روى الاغ پرستى يا نپرستيدن آن توسط هيكسوسيان ، نمىتواند نشانهاى بر پيوند ايشان و يهوديان باشد ، گذشته از اين كه هيچ نشانى نداريم بر اين كه يهوديان در مصر الاغ مىپرستيدهاند . 4 . به كارگيرى عرابه و اسب در روزگار هيكسوسيان ، به هيچ روى نشان اين نيست كه يهوديان همان هيكسوسياناند ، هر چند نامهاى كنعانى داشته باشند ؛ به هر روى كنعانيان همان يهوديان نيستند ، البته كسانى نيز هستند كه مىگويند در وادى نيل و بين النهرين پيش از روزگار هيكسوسيان نيز اسب ، و چه بسا عرابههاى اسبكش را مىشناختهاند . « 5 » « امرى » از اين نيز پيشتر رفته و آشنايى مصريان با اسب را تا روزگار دولت ميانى پيش برده است ، چرا كه او در
--> ( 1 ) . سفر پيدايش ، 10 : 6 . ( 2 ) . بنگريد به : محمد بيومى مهران ، الساميون و الآراء التى دارت حول موطنهم الاصلى ، رياض ، 1974 م ، 247 - 248 . ( 3 ) . فؤاد حسنين ، التوارة الهير و غليفية ، 4 ؛ نجيب ميخائيل ، همان ، 1 / 32 . ( 4 ) . « وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ » ( سورهء يوسف ، آيهء 38 ) . ( 5 ) . W . Hayes , Egypt from the Death of Ammenemes II to Sequenenre II , Cambridge ، 5691 ، p . 81 .