محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
253
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
حديثى مشابه آن نقل كرده است . در رواياتى هم است كه جبرئيل گفت : از هيچ كس آن چنان به خشم نيامده بودم كه از فرعون ، آن گاه كه گفت : « من پروردگار بزرگ شما هستم » و آنگاه كه هنگام غرقه شدن ، سخن از ايمان گفت : گل و لاى دريا را در دهان او فشردم » . « 1 » دربارهء اين روايتها ، فخررازى پرسشى پيش آورده كه آيا رواست جبرئيل ، از روى خشم و كينه ، دهان فرعون را از گل و لاى دريا بياكند تا او نتواند سخن از توبه و ايمان بگويد ؟ و خود پاسخ داده است كه نه ، روا نيست . زيرا در آن هنگام يا فرعون به توبه كردن مكلف بوده و يا نبوده است ، اگر بوده ، براى جبرئيل روا نبوده است كه او را از تكليفى كه بر گردن دارد ، باز دارد ، بلكه بر او بايسته بوده است كه او را در انجام دادن تكليف خود يارى كند ، و اگر چنان نبوده ، باز دارى جبرئيل ، سودى نداشته است . نيز بازدارى جبرئيل فرعون را از توبه ، بدين معنى است كه او به كافر ماندن فرعون خرسند بوده و خرسندى بر كفر ، خود گونهاى از كفر است . نيز زيبندهء خدا نيست كه بندهاى را از ايمان آوردن باز دارد ، و اگر گفته شود خدا او را باز نمىداشته ، جبرئيل به خواستهء خود و نه به فرمان خدا چنين مىكرده ، پاسخ اين است كه جبرئيل خود گفته : « و ما جز به فرمان پروردگار فرود نمىآييم » . « 2 » به هر روى ، آنگاه كه موسى بنى اسرائيل را از مرگ فرعون و سپاهيانش آگاه كرد ، آنان از اين روى كه فرعون در چشم و دلشان بسيار بزرگ بود و جانشان از هيبت و حشمت او سرشار ، باور نكردند و گفتند : نه ، او نمرده است و خدا دريا را فرمان داد تا پيكر فرعون را بر كرانه افكند و آنان او را كه چون گاوى مىنمود ، ديدند و دلشان آرام گرفت . و از آن هنگام بود كه ديگر دريا هيچ مردهاى را نپذيرفت [ ! ؟ ] . در روايتى از ابن عباس نيز آمده است كه خداوند پيكر فرعون را براى اسرائيليان از دريا برآورد و آنان پيكرهء مردهء او را ديدند . و اين كه خداوند فرمود « ننجيك ببدنك » به گفتهء برخى ، سخنى از روى ريشخند است و گوياى اين كه : ما تو را رها مىكنيم ، اما تنها تنت را و نه جانت را . برخى نيز گفتهاند : منظور از « بدن » ، زره و پوششهاى فرعون است ، زرههايى زرّين و آراسته به گوهر كه چون بنى اسرائيل آنها را ديدند ، دانستند از فرعون است ، گروهى نيز گفتهاند : « ننجيك ببدنك » يعنى پيكر تو را بر بلندايى مىگذاريم تا مردم آن را ببينند و بدانند كه تو مردهاى . « 3 »
--> ( 1 ) . البداية و النهاية ، 1 / 273 . ( 2 ) . « وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ » ( سورهء مريم ، آيهء 64 ) . ( 3 ) . اينان « ننجيك » را از « نجوة » به معنى زمين بلند و برآمده ، گرفتهاند ( مترجم ) .