محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

252

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

نسفى نيز گفته است : از اين آيه برمىآيد كه ايمان و السلام يك چيزند ، چرا كه فرعون در آغاز گفت : ايمان آوردم و در پايان گفت : از مسلمانانم . نيز گفته است ، فرعون يك سخن را با سه عبارت بيان كرد ، باشد كه توبه‌اش پذيرفته شود ، اما پذيرفته نشد ، زيرا به جايى رسيده بود كه ديگر هنگام توبه نبود ، و گرنه يك بار گفتن نيز بسنده بود ، و از اين روى پاسخ شنيد : اينك كه كارت گير افتاده ايمان مىآورى ، اينك كه دارى مىميرى و دستت از همه چيز كوتاه شده است ؟ « 1 » در تفسير خازن نيز از زبان ابن عباس مىخوانيم كه خداوند ايمان فرعون را بدان هنگام كه خويش را در چنگ كيفر ديد ، نپذيرفت ، چرا كه پيش‌ترها ، به او فرصت داده بود و او هم چنان سركشى كرده بود . گروهى از عالمان دين نيز گفته‌اند : ايمان او پذيرفته نشد ، از اين روى كه ايمان و توبه از روى ناگزيرى و هنگام فرود آمدن كيفر خداوند ، پذيرفته نيست و سودى ندارد . برخى نيز گفته‌اند : از اين روى ايمان فرعون پذيرفته نشد كه آن سخن را از روى راستى و ايمان نگفت ، بلكه مىخواست به اين شيوه خود را از كيفرى كه بدان دچار شده بود ، برهاند . برخى نيز گفته‌اند : فرعون از مادّه‌پرستانى بود كه خدايى براى جهان نمىشناسند ، از اين روى آشكارا نگفت : به خداى جهان ايمان آوردم ، به گونه‌اى گفت : « ايمان آوردم كه خدايى نيست جز آن كه بنى اسرائيل او را باور دارند » كه بوى شك و شبهه از سخنش برمىآمد و از اين روى اين سخن گمان‌آميز او پذيرفته نشد . و چون همين سخن او نيز از روى ناگزيرى بود و به هنگامى كه رويارويى با مرگ و ديدن فرشتگان عذاب ، راه توبهء او را بسته بودند ، به او گفته شد : « اينك ! حال آن كه پيش‌تر سركشى مىكردى » يعنى اينكه توبه مىكنى ؟ اينكه كه توبه سودى ندارد ، و آن‌گاه كه بايد توبه مىكردى ، بر سركشى پا فشردى و دنياى فانى را به آخرت پايدار ترجيح دادى ؟ در اين‌باره كه چه كسى اين سخن را به فرعون گفت ، سه رأى هست : 1 - جبرئيل ؛ 2 - فرشتگان ؛ 3 - خداوند ، و ديدگاه نخست كه گوينده را جبرئيل مىداند ، معروف‌تر است « 2 » و حديثى از پيامبر ( ص ) را نيز پشتوانه دارد گوياى اين كه جبرئيل به من گفت : آن گاه كه فرعون گفت : « ايمان آوردم كه خدايى نيست جز آن كه بنى اسرائيل به او ايمان دارند » ، كاش مىبودى و مىديدى كه من چگونه سر او را در آب مىكردم و گل و لاى دريا را در دهان او مىفشردم تا نتواند آن سخن را بگويد ، مبادا كه خداوند او را ببخشايد . « 3 » همچنين ابو هريره از پيامبر ( ص )

--> ( 1 ) . تفسير نسفى ، 2 / 174 - 175 . ( 2 ) . تفسير خازن ، 3 / 206 . ( 3 ) . مختصر تفسير ابن كثير ، 2 / 206 ؛ الدر المنثور ، 3 / 315 .