محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

207

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

باشد كه به خداى موسى راهى بيابم و البته من او را از دروغگويان مىپندارم » . « 1 » در اين جا بايد اندكى بر اين آيه درنگ كنيم ، زيرا تا آنجا كه ما از فرعونهاى مصر مىدانيم و آثار بازمانده از آنان نيز امروزه گواه است ، آنان برج و بناهاى خود را با سنگ مىساخته‌اند ، چرا كه سنگ فراوان در دسترس آنان بوده است و آنان را اگر مىخواستند برج و بنايى پايدار بسازند ، از خشت و آجر و . . . بىنياز مىكرده است . از اين روى آنان با آجر سر و كارى نداشته‌اند و معبدها ، مقبره‌ها و مسيل‌ها را با سنگ مىساخته‌اند و ديگر ساختمان‌ها و خانه‌ها را ، چه خانه‌هاى فرمانروايان و سران را و چه خانه‌هاى ديگر مردمان را - با خشت خام مىساخته‌اند و نه با خشت پخته يعنى آجر . اين جاست كه نامسلمانى « 2 » كه مىداند مصريان پيش از روزگار روميان در ساختمان‌سازىهاى خود آجر به كار نمىبرند « 3 » - چيزى كه بناهاى بازمانده‌شان نيز آن را گواهى مىكند - چون اين آيهء قرآن را بخواند كه در آن از آجر سخن به ميان آمده است ، چه بسا در شك و شبهه افتد و به حياتى بودن قرآن بدگمان گردد . به هر روى اين پيش مىآيد كه اگر مصريان پيش از عصر روميان ، آجر را نمىشناخته‌اند و به كار نمىبرده‌اند ، پس داستان آجرهاى فرعون زمان موسى يك هزاره پيش از روزگار روميان مىزيسته است و در اين آيه از آنها ياد شده است ، چيست ؟ در اين‌باره كم و بيش در همهء كتاب‌هاى تفسير ، روايت‌هاى فراوانى آمده است . گوياى اين كه فرعون زمان موسى نخستين كسى است كه آجر را پخته تا با آن كاخ بسازد و هموست كه شيوهء ساختن آن را ياد داده است و راز اين كه چون خواست هامان را به برج‌سازى فرمان دهد ، نگفت « با آجر براى من برجى بساز » ، گفت : « بر گل آتش بيفروز و برجى بساز » اين بود كه كسى آجر را نمىشناخت و ساختن آن را نمىدانست و فرعون با گفتن « بر گل آتش بيفروز » هم شيوهء ساختن آجر را بدانان آموخت و هم با گفتن « ياهامان » در ميانهء كلام بر قحامت فرمان و قدرت خود افزود . « 4 » و دور نيست كه مفسران اين سخنان خود را از پاره‌اى

--> ( 1 ) . « يا أَيُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يا هامانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكاذِبِينَ » ( سورهء قصص ، آيهء 38 ؛ نيز سورهء غافر ، آيهء 36 ) . ( 2 ) . مؤلف ، بدگمانى ياد شده را از اين روى به نامسلمان ويژه ساخته است كه مسلمان چون قرآن را سخن جدا مىداند ، هرگز در درستى آن بدگمان نمىشود ، هر چند آن را گاه با دانسته‌هاى تاريخى و . . . ناسازگار ببيند ( مترجم ) . ( 3 ) . احمد عبد الحميد يوسف ، همان ، 137 - 138 . ( 4 ) . تفسير نسفى ، 3 / 237 ؛ الدر المنثور ، 5 / 129 ؛ تفسير قرطبى ، 5004 ؛ تفسير بيضاوى ، 4 / 128 ؛ تاريخ طبرى ،