محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
196
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
گفتند : « پروردگارا ! به ما صبر و پايدارى بخش و ما را مسلمان بميران » « 1 » مىتواند نشانى بر اين باشد كه فرعون دست از سر آنان باز نداشته است . نقوشى نيز از ابزار شكنجهگرى ، در زمان فرعون ، از معبد « امدا » ( - عمدا ) در سرزمين نوبهء مصر به دست آمده كه به سال چهارم فرمانروايى « مرنپتاح » و حوالى سال 1220 پيش از ميلاد بازمىگردد و نشان مىدهد كه مرنپتاح - كه مىگويند همان فرعون روزگار موسى است - دست و پاهاى كسانى را به گونهء نابرابر ( دست راست و پاى چپ يا دست چپ و پاى راست ) مىبريده است و به دارشان مىآويخته است ، اين نقش نوشته را دوست پژوهشگرم دكتر احمد عبد الحميد يوسف نشر كرده است . « 2 » به هر روى ، كارى كه خدا به دست موسى كرد ، چشم و گوش جادوگران مصرى را يك باره چنان گشود و ايمان و ايقان ، چنان انديشه و احساسشان را فراگرفت كه تهديد فرعون را كه فرياد كشيد دست و پايتان را ناهمگون مىبرم و بر تنههاى خرمابنان به دارتان مىآويزم ، به هيچ نگرفتند و گفتند : « ديگر هرگز تو را بر نشانههايى كه بر ما آشكار شده است و بر خدايى كه ما را آفريده است ، برنمىگزينيم ، پس هر چه مىخواهى بكن كه تو تنها بر زندگى دنيايى ما دست دارى » « 3 » ، « و ما را باك و زيانى نيست ، كه ما به سوى پروردگارمان روى آوردهايم و از اين كه نخستين گروندگان بودهايم ، اميدواريم پروردگارمان كژىهايمان را بر ما ببخشايد » « 4 » . اين جا بود كه از يك سو نيروى ايمان آشكار شد - ايمانى كه چون بر جان بنشيند و دل را به دست گيرد و چشم را به حقيقت بگشايد ، آدمى را آماده مىكند تا خويش را در راه ايمان و آرمانش فدا كند - و از ديگر سو ، سركشى فرعون آغاز گشت كه هرگز نمىپنداشت در مصر و در دربار او كسانى باشند كه بىاجازهء او حق را گردن گذارند .
--> ( 1 ) . « رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِينَ » ( سورهء اعراف ، آيهء 126 ) ؛ نيز بنگريد به : تفسير طبرى ، 13 / 34 ؛ تفسير بيضاوى ، 3 / 23 ؛ تفسير فخر رازى ، 4 / 135 ؛ تفسير البحر المحيط ، 4 / 365 ؛ تفسير نسفى ، 2 / 70 ؛ الدر المنثور ، 3 / 107 ؛ مختصر تفسير ابن كثير ، 2 / 43 ؛ البداية و النهاية ، 1 / 258 . ( 2 ) . احمد عبد الحميد يوسف ، همان ، 110 ؛ نيز : A . A . Joussef , " Merenpetah's fourth year Text at Amada " ASAE , vol . LVIII , 1964 , p . 273 F . ( 3 ) . « قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الَّذِي فَطَرَنا ، فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضِي هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا » ( سورهء طه ، آيهء 72 ) . ( 4 ) . « قالُوا لا ضَيْرَ إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ * إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنا رَبُّنا خَطايانا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ » ( سورهء شعرا ، آيات 50 - 51 ) ؛ نيز : عبد الرحيم فوده ، همان ، 179 .