محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

193

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

چوبدست‌هاشان را افكندند و گفتند : سوگند به بزرگى فرعون ، بىگمان ما پيروزيم » « 1 » و بىدرنگ - به گفتهء تورات - ريسمان‌ها و چوبدست‌ها اژدها شدند و به سخن درست‌تر ، با جادو و چشم‌بندى تماشاگران آنها را به گونهء اژدها ديدند و به گفتهء قرآن : « چون افكندند [ با چشم بندى و جادو ] ، چشم مردم را جادو زده [ و كژبين ] كردند و آنان را به هول و هراس افكندند و جادويى شگفت آوردند » « 2 » . در اين جا زمخشرى مىگويد : جادوگران مردم را به سختى دچار ترس و وحشت كردند ، و همين كه قرآن جادوى آنان را « سحر عظيم » و بزرگ و شگفت گفته ، بسنده است تا ما دريابيم كه جادوگرى آنان تا چه پايه و شگفت و شگرف بوده است . و براى ما كافى است تا بدانيم جادوگران چشمان مردم را جادو زده كردند ، و ترس و وحشت در دلهاشان افكندند . و از لفظ

--> - دوازده هزار ، هفده هزار ، سى هزار ، هشتاد هزار ، هفتاد هزار - كه هفتاد هزار ريسمان و هفتاد هزار چوبدست افكندند - نهصد تن - سيصد تن از ايران ، سيصد تن از روم و سيصد تن از اسكندريه - و شگفت‌تر از همه هفتاد و دو تن ، دو تن از مصريان و هفتاد تن از اسرائيليان است . به روايتى از ابن عباس ، فرعون به ياران خود گفت ، ما نمىتوانيم بر موسى چيره شويم مگر با كسانى از قوم خود او ، پس عالمان بنى اسرائيل را به شهر « فرما » فرستاد تا به مردم جادو بياموزند ، آنان نيز جادوى بسيارى به آنها آموختند ، چنان كه بزرگشان گفت : جادويى به آنان آموختم كه هيچ انسان زمينى با آن برابرى نمىتواند كرد ، مگر اين كه آسمانى باشد ( تفسير طبرى ، 13 / 25 ؛ تفسير البحر المحيط ، 4 / 36 ، 6 / 26 ؛ تفسير قرطبى ، 11 / 214 ؛ مختصر تفسير ابن كثير ، 2 / 486 ؛ البداية و النهاية ، 1 / 254 ؛ الدر المنثور ، 3 / 106 ؛ الكامل ابن اثير ، 1 / 103 ؛ تفسير نسفى ، 3 / 57 ) . پيداست كه اين آمار و شمارها گزافه و مبالغه است و هماوردى ميان موسى و آنان به گونه‌اى نبوده است كه به نهصد هزار جادوگر نياز باشد ، تنها شمارهء كم و بيش پذيرفتنى هفتاد و دو تن است و شگفت‌تر ، شهرها و كشورهايى چون ايران و روم و اسكندريه است كه جادوگران از آنجاها گرد آمده بودند . كاش سازندگان اين گزارش‌ها و گزافه‌ها مىدانستند كه اسكندريه در سال 332 پيش از ميلاد بنياد گرفته است يعنى نزديك به هزار سال پس از روزگار موسى ؛ و فارسيان نيز در سال 525 پيش از ميلاد پيدايى يافته‌اند يعنى هفت صد سال پس از آن ماجراها ؛ و روميان نيز 1200 سال پس از آنان پديد آمده‌اند . و شهر « فرما » ( - عريش ) نيز از مراكز آموزشى و علمى مصر نبوده است و مصر خود سرشار از جادوگران چيره‌كار بوده است و نيازى به اسرائيليان - كه جز چوپانى و گل‌كارى هيچ دانش و هنر و حرفه‌اى نمىدانسته‌اند - نبوده است . افزون بر اين ، فرعون چگونه مىتوانسته است از اسرائيليانى كه آن همه آزارشان مىداده و اينك موسى آمده تا آزادشان سازد ، به زيان موسى بهره گيرد ، گذشته از اينها از سياق داستان در قرآن برمىآيد كه فرعون از جادوگران مصرى بهره گرفته و نه از جادوگران اسرائيلى . ( 1 ) . « فَأَلْقَوْا حِبالَهُمْ وَ عِصِيَّهُمْ وَ قالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ » ( سورهء شعرا ، آيهء 44 ) . ( 2 ) . « فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ » ( سورهء اعراف ، آيهء 116 ) .