محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

167

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

« غوىّ مبين » ( - آشكارا گمراه ندانم‌كار ) زمينه شد تا اين خبر در شهر پخش شود كه موسى يك مصرى را كشته و مىخواسته دومى را نيز بكشد و داستان بىدرنگ به گوش فرعون و درباريان نيز برسد و آنان را به دستگيرى و قصاص و كينه‌كشى برانگيزاند . اگرچه بىگمان سزاى موسى قصاص نبود كه او خود نيز از آنچه پيش آمده بود ، خرسند نبود و از آغاز نيز آهنگ كشتن نداشت ، اما به هر روى كسى كشته شده بود و اوضاع و احوال ، به ويژه آنچه فرداى روز رويداد پيش آمد ، هيچ كدام به سود موسى نبود ، و براى موسى چون روز روشن بود كه فرعونيان از او خون‌خواهى و كينه‌كشى خواهند كرد ، راهى نيز براى گريز از قصاص ، باز نمىديد كه فرعونيان فهميده بودند كه كار ، كار اوست ، كارى كه بىگمان زنگ خطرى براى فرعونيان بود و نشانى از شورش و سركشى اسرائيليان در برداشت ؛ و از اين روى چيزى نبود كه فرعونيان آن را دست كم گيرند و به سادگى از آن بگذرند ، چرا كه اگر تنها يك آدم‌كشى ساده مىبود ، فرعون و درباريان و بزرگان را انديشه‌ناك نمىساخت تا گرد هم نشينند و براى چارهء كار راى زنى كنند . بر كشتن موسى هم راى شوند . در اين جا دست سرنوشت ، يكى از درباريان را - كه ترجيحا همان مرد مؤمن از خاندان فرعون ( - مؤمن آن فرعون ) بود كه ايمان خويش را پنهان مىداشت و در سورهء غافر يادى از او آمده است - بر آن داشت كه از جاى دوردست شهر به سوى موسى بشتابد و او را ، پيش از دستگير شدن ، از توطئهء فرعونيان بر ضد او آگاه سازد ، [ او نيز توانست پيش از آن كه گرفتار فرعونيان شود ، چاره‌اى بينديشد ] از قرآن بشنويم « 1 » : « و از دوردست‌هاى شهر مردى شتابان آمد و گفت : اى موسى درباريان هم راى شده‌اند كه تو را بكشند . از اين شهر بيرون رو كه من از خيرخواهان توام » . « 2 » و همين كه موسى شنيد ، درباريان بر كشتن او هم راى شده‌اند ، بىدرنگ آهنگ گريز كرد چنان كه براى فراهم ساختن زاد و توشهء سفرى كه نمىدانست به كجاست و تا چه اندازه به درازا خواهد كشيد ، نيز درنگ نكرد ؛ جاى درنگ نيز نبود چرا كه هر آن بيم آن مىرفت كه سررسند ، او را بگيرند يا بكشند و . . . و از اين روى ، جايى براى اين انديشه‌ها نبود كه سفر او چگونه خواهد

--> ( 1 ) . « وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى قالَ يا مُوسى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ » ( سورهء قصص ، آيهء 20 ) . ( 2 ) . گزارش گستردهء اين جريان در حديث معروف « فتون » از سعيد بن جبير از ابن عباس آمده است . بنگريد به : مختصر تفسير ابن كثير ، 2 / 457 - 481 ؛ البداية و الزماية ، 1 / 300 - 307 ؛ تاريخ طبرى ، 1 / 392 - 396 ؛ سنن نسايى ، تفسير طبرى ، تفسير ابن ابى حاتم .