محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

164

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

است [ آن گاه رو به خدا كرد ، و ] گفت : پروردگارا ! من بر خويش ستم كردم ، مرا بيامرز ، و خدا نيز او را آمرزيد ، كه آمرزگارى مهربان است [ سپس از روى سپاس ] گفت : پروردگارا ! در برابر نعمتى كه به من دادى ، هرگز پشتيبان گناه كاران نخواهم بود » « 1 » . و اين گناه‌كارانى كه موسى عزم و عهد كرد كه هرگز پشتيبان آنان نباشد ، همين اسرائيليان گناه‌كارند . و بدين‌گونه موسى از اين كه آن اسرائيلى را بر ضدّ آن مصرى يارى كرده بود ، پشيمان گشت زيرا نتيجه‌اش كشتن انسانى بود كه خداوند ، قتلش را حرام كرده است ، از اين رو پس از توبه و پوزش از خداوند ، عزم و عهد كرد كه هرگز گناه‌كاران را پشتيبانى نكند و از اين سخن او برمىآيد كه موسى چه بسا نيرو و نفوذ خويش را در راه يارى بنى اسرائيل و كوتاه كردن دست مصريان از آنان به كار مىگرفته است . نيز چنين مىنمايد كه از يك سو شبح و خيال آن مرد كشته شده ، همواره پيش چشم موسى بوده و هر كجا مىرفته ، ذهن او را مىآزرده و راه او را مىبسته است و از سوى ديگر نگران قصاص نيز بوده و بيم انتقام و كينه كشى مصريان آرامش او را مىگرفته و ظاهرش را پريشان مىداشته است . « 2 » و مىانديشيده كه به هر روى چيزى نخواهد گذشت كه مردم مصر جنازهء آن كشته را خواهند يافت و خويشانش از فرعون خواهند خواست تا قاتل را بيابند و بكشد و فرعون فرمان خواهد داد تا داستان را پىجويى كنند و مأموران ، قاتل را بيابند و كسى را بياورند كه قاتل بودن او را گواهى كند . نيز دور نيست كه آن مرد مصرى كه روز بعد از رويداد ، از مرد اسرائيلى شنيد كه به موسى مىگويد : مىخواهى امروز مرا بكشى ، همان گونه كه ديروز ديگرى را كشتى » حرف را از دهان او قاپيده باشد و نزد فرعون رفته و داستان را باز گفته باشد و فرعون نيز قاتل را شناخته ، به خشم آمده باشد و فرمان به دستگيرى او داده باشد . « 3 » بارى موسى از پى اين پيش‌آمد « ترسان و نگران در شهر مىگشت - فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خائِفاً يَتَرَقَّبُ » « 4 » به گفتهء سيد قطب ، تعبير « يترقب » ، تصويرگر حس و حال و رفتار كسى است كه

--> ( 1 ) . « وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها فَوَجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ * قالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي ، فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ * قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ » ( سورهء قصص ، آيات 15 - 17 ) . ( 2 ) . عبد الرحيم فوده ، همان ، 160 . ( 3 ) . مختصر تفسير ابن كثير ، 3 / 9 ؛ تاريخ طبرى ، 1 / 391 . ( 4 ) . سورهء قصص ، آيهء 18 .