محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

154

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

پدرانشان ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب و يوسف بود . به فراموشى سپردند و آيين بت‌پرستانهء مصريان را گردن نهادند و به بندگى خدايان آنان رو آوردند . « 1 » 7 . رفتار و برخورد اسرائيليان با موسى به هيچ روى نشانگر اين نيست كه آنان در روزگار آزار و شكنجه ، يكتاپرست بوده‌اند و چنان كه مشهور است همين كه موسى بر فرعون پيروز شد و اسرائيليان را از دست او رها و از مصر بيرون كرد ، بىدرنگ به بت‌پرستى پيشين بازگشتند . در واقع ميراث دينى بازمانده از يهوديان نيز سرشار است از نشانه‌هايى آشكار بر اين كه يهوديانى كه با موسى همراه شده بودند ، اين توان و سزاوارى را نداشتند كه بار يكتاپرستى و فلسفهء تجريدى و روحى بلند آن را بر دوش گيرند و در آيين تازه‌اى كه موسى پيش روى آنان نهاده بود ، چيزى نمىيافتند كه پاسخگوى خواسته‌ها و گرايش‌هاى مادى آنان باشد ، حتى در هيچ يك از رويدادهاى هنگام بيرون رفتن آنان از مصر ، نشانه‌اى ديده نمىشود بر اين كه گريختن آنان با انگيزه‌اى دينى بوده است . [ تا بتوانند آيين خويش را پاس دارند ] ، بلكه به عكس پس از بيرون رفتن از مصر ، بر اين كه آيين دينى مصريان را از دست داده‌اند ، افسوس و اسف مىخورده‌اند و آرزو مىكرده‌اند كه دوباره به آن آيين بازگردند . « 2 » از اين جا بود كه هنوز چيزى از همراهيشان با موسى ( ع ) بعد از بيرون آمدنشان از دريا و رهايى از دست ياران فرعون نگذشته بود كه با ديدن گروهى كه بت‌هاى پيشين آنان را مىپرستيدند ، يك باره همه چيز را از ياد بردند و آن همه نشانه‌ها و يارىهاى خداوند و رهايى به همراه موسى را به فراموشى سپردند و از او خواستند تا بت‌هايى براى آنان بياورد ، از قرآن بشنويم : « و اسرائيليان را از دريا گذر داديم ، پس بر گروهى رسيدند كه بت‌هاشان ار مىپرستيدند ، گفتند : اى موسى ، براى ما نيز خدايى ( - بتى ) بياور ، چنان كه براى آنان خدايانى هست . [ موسى ] گفت : راستى كه مردمى نادان هستند ، اينان كارشان بىبنياد است و آنچه مىكنند باطل و بيهوده است » . « 3 » و حرف « ف » ( - پس ) در عبارت « فأتوا » ( - پس رسيدند ، يا فرود آمدند ) چنان كه مىدانيم نشانگر ترتيب و پياپى بودن است ، يعنى نشانگر اين كه بازگشت آنان به بت‌پرستى و خوارى

--> ( 1 ) . سفر خروج ، 12 : 40 ؛ سفر حزقيال ، 20 : 4 - 8 . ( 2 ) . عباس عقاد ، مطلع النور ، قاهره ، 1968 م ، 107 . ( 3 ) . « وَ جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ ، قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ * إِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ ما هُمْ فِيهِ وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » ( سورهء اعراف ، آيات 138 - 139 ) .