محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
135
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
چونان بنيادگذار سلسلهء هيجدهم و آغازهاى بر امپراتور مصرى و قهرمانى كه پيروزمندانه هيكسوسيان را از مصر بيرون راند يادها كرده و ستايشها نمودهاند . « 1 » چنين مىنمايد كه اسرائيليان را با هيكسوسيان پيوندى استوار بوده است ، چرا كه در روزگار آنان است كه يوسف ( ع ) به پايگاه بلند عزيزى مصر مىرسد و گويا اين كه هيكسوسيان اجازه دادند اسرائيليان آزادانه در چراگاههاى مصر ماندگار شوند ، از اين روى بوده كه اسرائيليان آن چيرگان بيگانه را يارى مىكردهاند و چه بسا همين يكى از زمينههاى بيزارى و خشم پنهان مصريان از اسرائيليان بوده است . گذشته از اين كه چه بسا اسرائيليان از در خوارى ، خاكسارى ، تملق و چاپلوسى نيز درمىآمدند و خويش را به هيكسوسيان نزديكتر مىساختند و هيچگونه خدمتى را از آنها دريغ نمىداشتند و چه بسا براى آنان جاسوسى نيز مىكردند . از پىآمدهاى اين پيوند اسرائيليان و هيكسوسيان يكى نيز همانندى نامهاى برخى از آنان است ، اگرچه پژوهشگران يهودى اين همانندى نامها را از اين رو مىدانند كه هيكسوسيان فراهم آمده از چندين قبيله بودهاند كه در ميان آنان عبرانىها نيز بودهاند « 2 » - چيزى كه به زودى ناروايى آن را برخواهيم رسيد - و شايد همين سخن پژوهشگران يهودى خود نشانى باشد بر بند و بستهايى ميان چيرگان هيكسوسى و ميهمانان اسرائيلى ، كه يهوديان در ميراث عبرانى خود ، تورات ، آن را پذيرفتهاند و ماندگارى اسرائيليان در مصر را بدان بازبستهاند . اين نيز بايد گفته شود كه اسرائيليان از اربابان هيكسوسى خود ، بسيار اثر پذيرفتهاند ، هيكسوسيانى كه به جاى خود مىكوشيدند تا دل و دوستى مصريان را به دست آورند و آداب و آيين آنان را پاس دارند و خود را به رنگ تمدن مصرى بيارايند و فرهنگ اين كشور و روش خطنويسى و . . . آنان را بپذيرند . حتى خداى آنان ، « ع » را مىپرستيده و نام او را بر نامهاى خويش مىافزودهاند . چنان كه « آپونيس » يكى از شاهان آنان ، خود را « عاقن رع » ناميده بود ، نيز خداى ديگر مصريان « ست » را كه با خداى بزرگ خودشان « تشوب » همانندىهايى دارد ، مىپرستيدند و گاه او را « سوتخ » مىناميدند . « 3 »
--> ( 1 ) . درباره هيكسوسيان و جنگهاى آزادى بخش مصر بنگريد به : محمد بيومى مهران ، حركات التحرير فى مصر القديمة ، قاهره ، 1976 م ، 101 - 223 . ( 2 ) . G . Roth , op - cit , p . 5 ; I . Esptein , op - cit , p . 15 . ( 3 ) . محمد بيومى مهران ، همان ، 155 - 160 ؛ عبد العزيز صالح ، مصر و العراق ، 191 .