محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

120

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

آشكارى چون پارگى پيراهن ، بريدن زنان مصر ، دستان خود را ، گواهى كودك و . . . بىگناهى و پاك دامنى او را گواهى كرده‌اند : « آن‌گاه ، پس از آن كه نشانه‌ها و گواهان را ديدند ، بهتر آن ديدند كه يوسف را چندى زندانى كنند » « 1 » . و اين نشان مىدهد كه زندانى شدن يوسف ، پىآمد خشم ناگهانى عزيز مصر از آنچه براى همسرش رخ داده است ، نبوده ، بلكه پىآمد ترفند ، تدبير و نقشه‌اى بوده است كه عزيز مصر در انداخت تا از آن راه ، مردم به آهستگى داستان را فراموش كنند و يا رسوايى زنش كه زبانزد و نقل مجلس همهء مردم شده بود ، كاهش پذيرد . 27 . پادشاه مصر در قرآن يك بار خواب ديده است و به گزارشى تورات دوبار . يك بار خواب مىبيند كه هفت گاو لاغر ، هفت گاو فربه را مىخورند و ديگر بار مىخوابد و خواب مىبيند كه هفت خوشهء تهى و باريك ، هفت خوشهء درشت و پر را يك باره فرو مىخورند ، « 2 » و دوبار روى دادن خواب را نشانهء آن مىداند كه آنچه را در خواب ديده در بيدارى نيز پيش خواهد آمد : « و چون خواب به فرعون دو مرتبه مكرر شد ، اين است كه اين حادثه از جانب خدا مقرر شده و خدا آن را به زودى پديد خواهد آورد » . « 3 » 28 . از اين گزارش تورات : « آن‌گاه فرعون فرستاده ، يوسف را خواند و او را به زودى از زندان بيرون آوردند و صورت خود را تراشيد ، رخت خود را عوض كرد و به حضور فرعون آمد » ، « 4 » برمىآيد كه اين خود فرعون است كه كسى را به زندان نزد يوسف مىفرستد و از او مىخواهد تا پيش او رود و خواب او را بگزارد . يوسف نيز مىپذيرد ، نزد او مىرود ، خوابش را مىگزارد و سپس به او پيشنهاد مىكند تا مرد دانا و بينايى را بر زمين مصر بگمارد . « 5 » اما داستان در قرآن به گونهء ديگرى است : كسى كه سال‌ها پيش با يوسف هم سلول بوده است ، از پادشاه مىخواهد او را به زندان نزد يوسف فرستد تا راز خوابش را از او بپرسد و بياورد [ و فرعون نيز او را نزد يوسف مىفرستد و ] يوسف در همان زندان - بىآن كه نزد فرعون بيايد - راز خواب فرعون را به دوست خويش بازمىگويد . به علاوه راه‌حلى ارائه مىكند تا شهرها بتوانند از بحران خشك‌سالى عبور كنند ، و در حالى كه در گوشهء زندان به سر مىبرد ، مژدهء سالى را مىدهد كه مردم در پربارانى و رها از قحطى مىگذرانند . « 6 »

--> ( 1 ) . سورهء يوسف ، آيهء 35 . ( 2 ) . سورهء يوسف ، آيهء 43 ؛ سفر پيدايش ، 41 : 1 - 7 ، 23 . ( 3 ) . سفر پيدايش ، 41 : 33 . ( 4 ) . همان ، 41 : 14 . ( 5 ) . همان ، 41 : 34 . ( 6 ) . سورهء يوسف ، آيهء 49 .