محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
115
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
دوش كشد و سرانجام اين كشتى را در چنان درياى توفانخيزى به ساحل سلامت و آرامش رساند . اما به گزارش تورات - كه همگى واژگونهء گزارش قرآن است - همين كه يوسف خواب پادشاه را تعبير نمود و پادشاه سرپرستى كارها را به دو پيشنهاد كرد ، بىدرنگ پيشنهاد را پذيرفت ، بىآن كه براى آشكارى بىگناه خود كمترين كوششى به كار برد . « 1 » 16 . از قصص قرآنى يوسف ( ع ) برمىآيد كه مردم مصر در آن روزگار تا اندازهاى از آزادى و استقلال شخصيت ، حتى در برخورد با پادشاه كه سلطه و سياست را در دست داشت ، برخوردار بودند و پادشاه نيز تا اندازهاى حقوق مردم را محترم مىشمرد ؛ از اين روى براى پادشاه پذيرفتنى بود كه به بندهاى بيگانه ( - يوسف ) فرمانى دهد و آن بنده از انجام دادن فرمان سرباز زند مگر اين كه پادشاه آنچه را از او مىخواهد گردن نهد ، با اين كه يوسف مىتوانست نخست فرمان پادشاه را بپذيرد و از زندان بيرون آيد و سپس از او بخواهد تا بىگناهى او را بررسى كند و باز نمايد . « 2 » 17 . از گزارش تورات به هيچ روى برنمىآيد كه يوسف براى فراخوانى مردم به توحيد و يكتاپرستى كوششى كرده باشد . اما قرآن نشان مىدهد همين كه يوسف از پى چند خواب گزارى ، ميان زندانيان جايى باز كرد ، به دعوت دين برخاست و با شرح و گزارش باورهاى پيامبران ، آنان را به يكتاپرستى فراخواند ، « 3 » و بدانان يادآور شد كه : « من آيين آنان را كه به خدا ايمان نياوردهاند و به آخرت باور ندارند ، رها كردهام و آيين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب را گردن نهادهام ، ما را نمىرسد و نمىيابد كه به هيچ روى به خدا شرك آوريم . اين نمونهاى از فضل خداست بر ما و بر مردمان . اما بيشتر مردم سپاسگزارى نمىكنند آيا خدايان پراكنده بهترند يا خداى يگانهء توانا ؟ شما بجاى او ، جز نامهايى را كه خودتان و نياكانتان نهادهايد ، نمىپرستيد و خداوند بر آن [ نام ] ها هيچ برهانى ننهاده است ، فرمان تنها خدا راست كه فرمان داده جز او را نپرستيد ، اين درست پايدار همين است ، اما بيشتر مردم نمىدانند » « 4 » . راز اين كار نيز اين بود كه يوسف تنها يك خوابگزار نبود ، بلكه پيامبرى نيز بود اصلاحگر [ كه خدا او را فرستاده بود تا مردم را در كار دنيا و آخرتشان و معاش و معادشان راهنما باشد . ]
--> ( 1 ) . سفر پيدايش ، 41 : 37 - 46 . ( 2 ) . مؤتمر تفسير سورهء يوسف ، 2 / 839 . ( 3 ) . محمد رجب بيومى ، البيان القرآنى ، 225 ؛ عبد الوهاب نجار ، قصص الانبياء ، 140 . ( 4 ) . سورهء يوسف ، آيات 37 - 40 .