محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

116

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

از اين روى براى انجام دادن رسالت آسمانى خويش هيچ فرصتى را از دست نمىداد و هر جا زمينه‌اى مىيافت بدان مىپرداخت . « 1 » و از اين جاست كه پرداختن به آخرت و قيامت تنها در گزارش قرآنى داستان يوسف آمده « 2 » و در گزارش توراتى ، از آن نشانى نيست . 18 . تنها در قرآن آمده است كه سرانجام همسر عزيز به پاكى و بىگناهى يوسف گواهى داد و گناه را خود بر دوش گرفت و خستو شد ( - اعتراف كرد ) كه خود او بوده كه مىخواسته از يوسف كام بستاند و او را از راه به در كند . « [ به دنبال بررسى عزيز از زنان و . . . . ] زن عزيز گفت : اينك ديگر حقيقت آشكار است ، [ بگذاريد رك و راست بگويم ] من بودم كه از او كام مىخواستم و او راست‌گوى و راست‌كردار بود . « 3 » و بدين‌گونه قرآن زن عزيز را كه اينك ذهن و زبانش همآهنگ ، و حال و قالش همخوان گشته در چهرهء كسى به نمايش گذاشته كه پشيمانى به جان او چنگ انداخته ، وجدانش بيدار شده و پاك‌خواهى و گناه‌شويى ، او را به حق‌پذيرى و حق‌گويى كشانده و او را واداشته تا فداكارانه و آگاهانه بىآن كه از رسوايى و بدنامى هراسى داشته باشد ، به گناه خود اعتراف كند و كژىكارى خود را گواهى نمايد . « 4 » 19 . در قرآن كريم يوسف ، صديق و عزيز شمرده شده و با چنين نام‌هاى ستوده‌اى ياد شده است . « 5 » و در تورات با نام « صفنات فعنج » يا « فعنيج » « 6 » 20 . تنها در قرآن كريم آمده كه عزيزى مصر آيندهء بشكوه يوسف را پيش‌بينى و پيش‌گويى كرد و پيش‌گويى او نيز درست از آب درآمد : « آن كه در مصر يوسف را خريد ، به همسر خويش گفت : او را گرامى دار . باشد كه سودى به ما رساند يا او را به فرزندى گيريم و بدين‌گونه يوسف را در زمين تمكّن و توانايى داديم و دانش حادثه‌گزارى [ خواب يا هر حادثه يا هر سخن ] را به او آموختيم و خدا بر كار خويش چيره و تواناست اگرچه بيشتر مردم نمىدانند . « 7 »

--> ( 1 ) . محمد احمد جاد المولى و ديگران ، قصص القرآن ، 103 . ( 2 ) . سورهء يوسف ، آيهء 57 . ( 3 ) . سورهء يوسف ، آيهء 51 . ( 4 ) . مالك بن نبى ، الظاهرة القرآنية ، 304 - 305 . ( 5 ) . سورهء يوسف ، آيهء 46 - 48 . ( 6 ) . سفر پيدايش ، 45 : 41 . در اين‌باره در قاموس كتاب مقدس ، ( ص 556 ) مىخوانيم : « اسمى است كه فرعون بعد از آن كه يوسف را فرمانرواى مصر قرار داد ، آن جناب را بدان اسم ناميد و بعضى را گمان چنان است كه اسم مذكور از عبرانى مشتق است و معنايش كاشف الاسرار مىباشد و ديگران آن را لفظ مصرى دانند كه معنايش مخلّص العصر مىباشد » ( مترجم ) . ( 7 ) . سورهء يوسف ، آيهء 21 .