محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
111
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
هرگز فكرش را هم نمىكرد ، روبهرو مىشود . همسر او تا خويش را بىگناه نشان دهد ، بىدرنگ نيرنگ مىزند و بىشرمانه گناه را بر دوش يوسف مىاندازد و بىآن كه منتظر نظر شوهرش در اين باره بماند ، براى اين كه بيشتر خود را حق به جانب جلوه دهد و ذهن شوهر را به بيراهه كشاند ، از او مىخواهد تا به فكر كيفر سخت كسى باشد كه به همسر او دست دراز كرده است : « 1 » « دوتايى به سوى در دويدند و [ زن ] پيراهن [ يوسف ] را از پشت پاره كرد . دم در شوهر زن را ديدند . [ زن ] گفت : سزاى كسى كه بخواهد به همسر تو دستدرازى كند ، جز زندان يا كيفر سخت چيست ؟ » « 2 » اما در گزارش تورات از برخورد عزيز ، [ با آن دو در كنار در ] سخنى نيست . گزارش تورات گوياى اين است كه اين خود زن عزيز بود كه با داد و فرياد مردان خانه را خبر كرد كه مرد عبرانى مىخواسته به او دست درازى كند و تا داد و فرياد او براى كمك بلند نشده ، دست از او برنداشته و از دست پاچگى جامهء خود را رها كرده و گريخته است و او جامه را نزد خود نگه مىدارد تا شويش مىآيد ، جامه را به او نشان مىدهد و مىگويد بندهء عبرانى مىخواست به من دست دراز كند و چون من داد و فرياد كردم ترسان جامهء خود را رها كرد و گريخت . گفتنى است كه گزارش تورات در اين جا آشفته و تناقضآميز است . يك جا مىگويد در خانه هيچ كسى نبود و جاى ديگر خانه را از مردان پر مىكند ، يك بار يوسف را مرد عبرانى و بار ديگر بندهء عبرانى معرفى مىكند و پيداست كه در چنان حالت عاطفى - روانى ويژه ، اين دو تعبير چه اندازه با هم تفاوت دارند . « 3 » 9 . تنها در گزارش قرآن آمده كه خداوند به دست و با گواهى يكى از خويشان زن عزيز بىگناهى و پاكدامنى يوسف را آشكار كرد . گواهى كه به گفتهء برخى از مفسران كودكى گهوارهاى بود كه گفت : « اگر پيراهن او از پيش دريده شده باشد ، زن راست گفته و مرد دروغگوست و اگر پيراهنش از پشت پاره شده باشد ، زن دروغ گفته و مرد راستگوست و [ عزيز ] چون ديد كه پيراهن يوسف از پشت پاره شده ، [ به زن ] گفت : اين [ بازى ] نمونهاى از مكر و نيرنگ شما زنان است و راستى كه مكر و نيرنگ شما زنان بس بزرگ است » « 4 » همچنين
--> ( 1 ) . عبد الكريم خطيب ، القصص القرآنى ، ص 100 . ( 2 ) . سورهء يوسف ، آيهء 25 . ( 3 ) . سفر پيدايش ، 39 : 11 - 18 . ( 4 ) . سورهء يوسف ، آيات 26 - 28 .